تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - تفسير چگونه ملائكه را دختران خدا مىخوانيد؟!
تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه غالب فرشتگان مجريان رحمت خداوند و تدبير كنندگان نظامات عالم هستى كه سراسر رحمت است مىباشند.
اما چرا اين خرافه در ميان عرب جاهلى پيدا شد؟ و چرا هم اكنون رسوبات آن در مغزهاى گروهى باقيمانده، تا آنجا كه فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسيم مىكنند، حتى به اصطلاح" فرشته آزادى" را وقتى مجسم مىسازند در چهره زنى با قيافه و موهاى فراوان ترسيم مىكنند! اين پندار ممكن است از اينجا سرچشمه گرفته باشد كه فرشتگان از نظر مستورند و زنان نيز غالبا مستور بودهاند، حتى در مورد بعضى از مؤنثهاى مجازى در لغت عرب نيز اين معنى ديده مىشود كه خورشيد را مؤنث مجازى مىدانند، و ماه را مذكر. چرا كه قرص خورشيد معمولا در ميان امواج نور خود پوشيده است و نگاه كردن به آن به آسانى ممكن نيست، ولى قرص ماه چنين نمىباشد.
يا اينكه لطافت وجود فرشتگان سبب شده كه آنها را همجنس زنان كه نسبت به مردان موجودات لطيفترى هستند بدانند، و عجب اينكه بعد از اينهمه مبارزه اسلام با اين تفكر خرافى باز هم هنگامى كه مىخواهند زنى را به خوبى توصيف كنند مىگويند او يك فرشته است، ولى در مورد مردان كمتر اين تعبير به كار مىرود، كلمه" فرشته" نيز نامى است كه براى زنان انتخاب مىكنند! سپس به صورت استفهام انكارى در پاسخ آنها مىفرمايد:" آيا به هنگام آفرينش فرشتگان حاضر بودند و از طريق حضور خود به اين امر پىبردهاند"؟! (أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ).
و در پايان آيه مىافزايد:" گواهى آنها بر اين عقيده بى اساس در نامههاى اعمالشان ثبت مىشود، و روز قيامت مورد سؤال قرار مىگيرند" (سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ).
آنچه در آيات فوق خوانديم به صورت ديگرى در سوره نحل (آيات ٥٧