تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧ - تفسير كاخها و باغها و گنجها را گذاردند و رفتند!
مىگذشت. و اطلاق چشمه (عين) بر اين شعبهها بعيد نيست.
و اين دو سرمايه مهم ديگر آنها بود، زراعتهاى عظيمى كه در بستر نيل در سرتاسر مصر از انواع و اقسام مواد خوراكى و غير خوراكى و محصولاتى كه هم خود از آن استفاده مىكردند و هم به خارج صادر مىكردند، و اقتصاد آنها بر محور آن مىچرخيد، و همچنين قصرها و مساكن آباد كه يكى از مهمترين وسائل زندگى انسان مسكن مناسب است.
البته" كريم" و پر ارزش بودن اين قصرها از نظر ظاهرى و از ديدگاه خود آنها بود، و گرنه در منطق قرآن اينگونه مسكنهاى پر زرق و برق طاغوتى و غفلت زا كرامتى ندارد.
بعضى نيز احتمال دادهاند كه منظور از" مقام كريم" مجالس جشن و شادمانى، و يا منابرى باشد كه مداحان و شعرا بالاى آن مىرفتند و فرعون را ستايش مىكردند، ولى معنى اول از همه مناسبتر به نظر مىرسد.
[١]" نعمة" (به فتح نون) به معنى" تنعم" و به كسر نون به معنى" انعام" است، جمعى از مفسرين و ارباب لغت به اين معنى تصريح كردهاند، در حالى كه جمعى ديگر معتقدند هر دو يك معنى دارد، و هر گونه منافع قابل توجهى را شامل مىشود.
[٢]" فاكهين" گاه به معنى استفاده كردن از" فواكه" و ميوهها، و گاه به معنى گفتگوهاى فكاهى و سرورانگيز، و گاه به معنى هر گونه تنعم و تلذذ تفسير شده است، و معنى اخير از همه جامعتر است.