تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨ - تفسير منافقان را از لحن گفتارشان مىتوان شناخت
و مخصوصا بر اين معنى تاكيد دارد كه اينها تصور نكنند براى هميشه مىتوانند چهره درونى خود را از پيامبر ص و مؤمنان مكتوم دارند، و خود را از رسوايى بزرگ برهانند.
نخست مىگويد:" آيا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است گمان كردند خدا كينههاى شديدشان را ظاهر نمىسازد"؟! (أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ) [١]" اضغان" جمع" ضغن" (بر وزن حرص، و همچنين بر وزن عقد) به معنى كينه شديد است.
آرى آنها در درون دل كينه شديدى نسبت به پيامبر ص و مؤمنان داشته و هميشه منتظر فرصتى بودند كه ضربهاى بر آنها وارد كنند، قرآن به آنان هشدار مىدهد، تصور نكنند هميشه مىتوانند چهره واقعى خود را مكتوم دارند.
در چهرههاى آنها علامتى مىگذاريم كه با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوى، و به" رأى العين" آنها را ببينى.
سپس مىافزايد:" هر چند الان هم مىتوانى از طرز سخنانشان آنها را بشناسى" (وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ).
" راغب" در" مفردات" مىگويد:" لحن" عبارت از اين است كه سخن را از قواعد و سنن خود منحرف سازند، يا اعراب خلافى به آن دهند، و يا از صورت صراحت به كنايه و اشاره بكشانند، و منظور در آيه مورد بحث همان معنى
[١] بعضى" ام" را در آيه فوق" استفهاميه" دانستهاند، و بعضى" منقطعه" به معنى" بل" ولى معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد.