تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣ - تفسير قوم عاد و تندباد مرگبار!
و بر باد رفتند".
اين دو جمله به خوبى بيانگر انحراف و لجاجت اين قوم سركش است، چرا كه در جمله اول مىگويند چون دعوت تو بر خلاف معبودانى است كه ما به آن خو گرفتهايم و از نياكانمان به ارث بردهايم دروغ و افترا است.
و در جمله دوم تقاضاى عذاب مىكنند، عذابى كه اگر رخ دهد راه بازگشتى در آن مطلقا نيست، كدام عاقل تمناى چنين عذابى را مىكند هر چند به آن يقين نداشته باشد؟
او است كه مىداند در چه زمان، و با چه شرائطى عذاب استيصال نازل مىگردد؟ نه به تقاضاى شما مربوط است، و نه به ميل و اراده من، بايد هدف كه اتمام حجت است حاصل گردد، چرا كه حكمتش چنين اقتضا مىكند.
سپس افزود:" وظيفه اصلى من اين است كه آنچه را به آن فرستاده شدم به شما ابلاغ كنم" (وَ أُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ).
مسئوليت اصلى من همين است، اما تصميمگيرى در مورد اطاعت پروردگار
[١]" لتافكنا" از ماده" افك" به معنى دروغ و انحراف از حق است.