تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠ - تفسير اگر خدا را يارى كنيد شما را يارى مىكند
و عاقبت كارشان هلاكت است.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه در آيه مورد بحث خداوند فقط به عنوان مولاى مؤمنان ذكر شده در حالى كه در بعضى ديگر از آيات قرآن مانند آيه ٣٠ سوره يونس حتى مولاى كافران معرفى شده است: وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ.
" آنها به سوى خداوند مولاى حقيقى خود بازمىگردند، و بتهايى را كه به دروغ شريك خدا مىپنداشتند گم و نابود مىشود".
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود و آن اين كه ولايت عامه خداوند كه همان مساله خالقيت و تدبير او است همگان را فرا مىگيرد، ولى ولايت خاصه و عنايت مخصوص او كه توأم با انواع حمايتها است تنها شامل حال مؤمنان است [١] بعضى گفتهاند اين آيه اميدبخشترين آيات قرآن است" ارجى آية فى القرآن" چرا كه همه مؤمنان را اعم از عالم و جاهل، زاهد و راغب، كوچك و بزرگ، زن و مرد، و پير و جوان، تحت حمايت و عنايت خاص پروردگار معرفى مىكند، حتى مؤمنان گنهكار را استثنا نمىكند، او در حوادث سخت و مصائب جانكاه نمونههاى حمايت خويش را نشان مىدهد كه هر كس در طول عمر خود اين معنى را احساس كرده است و در تواريخ نيز شواهد فراوان دارد.
در حديثى آمده است كه پيامبر ص بعد از يكى از غزوات زير درختى تنها نشسته بود، مشركى با شمشير برهنه بطور غافلگيرانه به حضرت حمله كرد و گفت:
من يخلصك منى:" الان چه كسى مىتواند تو را از چنگال من نجات دهد"؟!.
پيامبر ص فرمود:" اللَّه" و در اين هنگام پاى مشرك لغزيد و بر زمين
[١] بعضى مانند آلوسى در" روح المعانى"" مولى" را در آيه مورد بحث به معنى" ناصر" و در آيه سوره يونس و مانند آن به معنى" مالك" تفسير كردهاند.
تفسير نمونه ؛ ج٢١ ؛ ص٤٣١