تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤ - تفسير قوم عاد و تندباد مرگبار!
با شما است، و اراده و مشيت عذاب نيز با خود او است.
" ولى من شما را گروهى مىبينم كه پيوسته در جهل و نادانى اصرار داريد" (وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ).
ريشه بدبختى شما نيز همين جهل است، جهلى توأم با لجاجت و كبر و غرور كه به شما اجازه مطالعه دعوت فرستادگان خدا را نمىدهد، جهلى كه شما را وادار به اصرار بر نزول عذاب الهى و نابوديتان مىكند، اگر مختصر آگاهى داشتيد حد اقل احتمال مىداديد كه در برابر تمام احتمالات نفى يك احتمال اثبات نيز باشد كه اگر صورت پذيرد چيزى از شما باقى نخواهد ماند.
اكنون كه اتمام حجت به قدر كافى شده و عدم شايستگى خود را براى ادامه حيات نشان دادهاند حكمت الهى ايجاب مىكند كه" عذاب استيصال" همان عذاب ريشهكن كننده را بر آنها بفرستد.
ناگهان مشاهده كردند ابرى در افق ظاهر گشت، و در آسمان به سرعت گسترده شد.
" هنگامى كه اين ابر را مشاهده كردند كه به سوى درهها و آبگيرهاى آنها رو مىآورد خوشحال شدند، و گفتند اين ابرى است بارانزا!" (فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا) [١]
[١]" عارض" از ماده" عرض" در اينجا به معنى ابرى است كه در عرض آسمان گسترده مىشود، و شايد اين يكى از نشانههاى ابرهاى بارانزاست كه در همان افق پهن مىشود و سپس بالا مىرود-" اودية" جمع" وادى" به معنى دره و محل جريان سيلابهاست.