تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤ - تفسير حمل امانت الهى بزرگترين افتخار بشر
در اينجا مىتوان با تعبير ديگرى از اين امانت ياد كرد و گفت امانت الهى همان" تعهد و قبول مسئوليت" است.
بنا بر اين آنها كه امانت را صفت اختيار و آزادى اراده دانستند به گوشهاى از اين امانت بزرگ اشاره كردهاند، همانگونه آنها كه آن را تفسير به" عقل" يا" اعضاء پيكر" و يا" امانتهاى مردم نسبت به يكديگر" و يا" فرائض و واجبات" و يا" تكاليف به طور كلى" تفسير نمودهاند هر كدام دست به سوى شاخهاى از اين درخت بزرگ پربار دراز كرده، و ميوهاى چيدهاند.
اما منظور از عرضه كردن اين امانت به آسمانها و زمين چيست؟
آيا منظور اين است كه خداوند سهمى از عقل و شعور به آنها بخشيد، سپس حمل اين امانت بزرگ را به آنها پيشنهاد كرد؟
و يا اينكه منظور از عرضه كردن همان مقايسه نمودن است؟ يعنى هنگامى كه اين امانت با استعداد آنها مقايسه شد آنها به زبان حال و استعداد عدم شايستگى خويش را براى پذيرش اين امانت بزرگ اعلام كردند.
البته معنى دوم مناسبتر به نظر مىرسد، به اين ترتيب آسمانها و زمين و كوهها همه با زبان حال فرياد كشيدند كه حمل اين امانت از عهده ما خارج است.
و از اينجا پاسخ سؤال سوم نيز روشن شد كه چرا و چگونه اين موجودات از حمل اين امانت بزرگ ابا كردند و ترس آميخته با احترام نشان دادند.
و از همين جا كيفيت حمل اين امانت الهى از ناحيه انسان روشن مىشود، چرا كه انسان آن چنان آفريده شده بود كه مىتوانست تعهد و مسئوليت را بر دوش كشد، و ولايت الهيه را پذيرا گردد، و در جاده عبوديت و كمال به سوى معبود لا يزال سير كند، و اين راه را با پاى خود و با استمداد از پروردگارش بسپرد.
اما اينكه در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت ع رسيده اين امانت