تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٢ - تفسير حمل امانت الهى بزرگترين افتخار بشر
بر مىگزينيم.
اساسا در اين آيه پر محتوا روى پنج نقطه بايد تكيه كرد:
١- منظور از" امانت" امانت الهى چيست؟
٢- عرضه داشتن آنها بر آسمان و زمين و كوهها چه معنى دارد؟
٣- چرا و چگونه اين موجودات از حمل اين امانت ابا كردند؟
٤- چگونه انسان حامل اين بار امانت شد؟
٥- چرا و چگونه او" ظلوم" و" جهول" بود؟! در مورد" امانت" تفسيرهاى مختلفى ذكر شده از جمله:
منظور از امانت" ولايت الهيه" و كمال صفت عبوديت است كه از طريق معرفت و عمل صالح حاصل مىشود.
منظور صفت" اختيار و آزادى اراده" است كه انسان را از ساير موجودات ممتاز مىكند.
مقصود" عقل" است كه ملاك تكليف و مناط ثواب و عقاب است.
منظور" اعضاء پيكر انسان" است: چشم امانت الهى است كه بايد آن را حفظ كرد و در طريق گناه مصرف ننمود، گوش و دست و پا و زبان هر كدام امانتهاى ديگرى هستند كه حفظ آنها واجب است.
منظور" امانتهايى است كه مردم از يكديگر مىگيرند" و وفاى به عهدهاست.
مقصود" معرفت اللَّه" است.
منظور" واجبات و تكاليف الهى" همچون نماز و روزه و حج است.
اما با كمى دقت روشن مىشود كه اين تفسيرهاى مختلف با هم متضاد نيستند بلكه بعضى را مىتوان در بعضى ديگر ادغام كرد، بعضى به گوشهاى از مطلب نظر افكنده و بعضى به تمام.
براى به دست آوردن پاسخ جامع، بايد نظرى به انسان بيفكنيم ببينيم