تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥١ - تفسير حمل امانت الهى بزرگترين افتخار بشر
سوره در زمينه ايمان، عمل صالح، جهاد، ايثار، عفت، ادب، و اخلاق آمده است تكميل مىكند، و نشان مىدهد كه انسان چگونه داراى موقعيت بسيار ممتازى است كه مىتواند حامل رسالت عظيم الهى باشد، و اگر به ارزشهاى وجودى خود جاهل گردد چگونه بر خويشتن ظلم و ستم كرده و به اسفل السافلين سقوط مىكند! نخست بزرگترين و مهمترين امتياز انسان را بر تمام جهان خلقت بيان فرموده، مىگويد:" ما امانت خود را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم" (إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ).
" اما اين موجودات عظيم و بزرگ عالم خلقت از حمل اين امانت ابا كردند و اظهار ناتوانى نمودند، و از اين كار هراس داشتند"! (فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها).
بديهى است ابا كردن آنها از سر استكبار نبود آن چنان كه در مورد شيطان و خوددارى او از سجده براى آدم مىخوانيم:" أَبى وَ اسْتَكْبَرَ" (سوره بقره آيه ٣٤):
بلكه ابا كردن آنها تؤام با اشفاق يعنى ترس و هراس آميخته با توجه و خضوع بود.
ولى در اين ميان انسان اين اعجوبه عالم آفرينش جلو آمد" و اين امانت را بر دوش كشيد"! (وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ).
ولى افسوس كه" از همان آغاز بر خويشتن ستم كرد، و قدر خود را نشناخت و آنچه شايسته حمل اين امانت بود انجام نداد" (إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا).
مفسران بزرگ اسلام پيرامون اين آيه سخن بسيار گفتهاند، و براى شكافتن حقيقت معنى" امانت" تلاش بسيار كردهاند، و نظرات گوناگونى ابراز داشتهاند كه بهترين آنها را با جستجوى قرائنى كه در خود آيه نهفته است