تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - تفسير عظمت قرآن، و مبدء و معاد
مىزنيد؟" آيا متذكر نمىشويد"؟! (أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ).
در حقيقت مراحل سه گانه توحيد كه در آيه فوق منعكس است هر كدام دليلى بر ديگرى محسوب مىشود، توحيد خالقيت دليل بر توحيد حاكميت است و توحيد حاكميت دليل بر توحيد ولى و شفيع و معبود.
در اينجا سؤالى براى بعضى از مفسران مطرح شده كه جواب آن چندان پيچيده نيست، و آن اينكه جمله اخير مىگويد: غير از خدا شما سرپرست و شفاعت كنندهاى نداريد، و مفهومش اين است كه ولى و شفيع شما تنها خدا است، آيا ممكن است كسى نزد خودش شفاعت كند؟! اين سؤال را از سه راه مىتوان پاسخ گفت:
١- با توجه به اينكه همه شفيعان بايد به اجازه او شفاعت كنند مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ:" چه كسى مىتواند نزد او جز به اجازه او شفاعت كند" (بقره- ٢٥٥) بنا بر اين مىتوان گفت كه شفاعت هر چند از ناحيه پيامبران و اولياء الهى باشد باز به ذات پاك او بر مىگردد، خواه شفاعت براى آمرزش گناهان باشد و يا براى رسيدن به نعمتهاى الهى.
شاهد اين سخن، آيهاى است كه درست به مضمون همين آيه در آغاز سوره يونس آمده و در آنجا مىخوانيم: يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ:" هيچ شفاعت كنندهاى جز بعد از اجازه او نخواهد بود" (يونس- ٣).
٢- با توجه به اينكه به هنگام توسل به درگاه پروردگار ما به صفات او متوسل مىشويم، از رحمانيت و رحيميتش، از غفاريت و غفوريتش، و از فضل و كرمش استمداد مىجوئيم گويى او را نزد خودش شفيع قرار مىدهيم، و اين صفات را واسطه ميان خود و ذات پاكش مىشمريم، هر چند در حقيقت صفات او عين ذات او است.
اين همان چيزى است كه در دعاى كميل در عبارت پر معنى على ع آمده