شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - ماجراى ليلة المبيت
(٢٠٧) وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ
بعضى از مردم (با ايمان و فداكار، همچون على عليه السلام در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر صلى الله عليه و آله)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مىفروشند، و خداوند نسبتبه بندگان مهربان است.
شأن نزول:
ماجراى ليلة المبيت
مفسر معروف اهل تسنن «ثعلبى» مىگويد: هنگامى كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله تصميم گرفت به «مدينه» مهاجرت كند، براى اداى دينهاى خود و تحويل دادن امانتهائى كه نزد او بود على عليه السلام را به جاى خويش قرار داد و شب هنگام كه مىخواست به سوى غار «ثَور» برود و مشركان، اطراف خانه او را براى حمله به او، محاصره كرده بودند، دستور داد على عليه السلام در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگى (بُرْد حَضْرَمى) كه مخصوص خود پيغمبر بود روى خود بكشد، در اين هنگام خداوند به «جبرئيل» و «ميكائيل» وحى فرستاد:
من بين شما برادرى ايجاد كردم و عمر يكى از شما را طولانىتر قرار دادم كدام يك از شما حاضر است ايثار به نفس كند و زندگى ديگرى را بر خود مقدم دارد؟
هيچ كدام حاضر نشدند.
به آنها وحى شد، اكنون على عليه السلام در بستر پيغمبر خوابيده و آماده شده جان خويش را فداى او سازد، به زمين برويد و حافظ و نگهبان او باشيد.
هنگامى كه جبرئيل بالاى سر و ميكائيل پايين پاى على عليه السلام نشسته بودند، جبرئيل مىگفت: «بَه، بَه، آفرين بر تو اى على! خداوند به واسطه تو بر فرشتگان مباهات مىكند».
در اين هنگام آيه فوق نازل گرديد [١] و به همين دليل آن شب تاريخى
[١] «بحار الانوار»، ج ١٩، ص ٣٨، ٣٩، ٦٤ و ٨٦، و ج ٣٦، ص ٤٠ و ٤٣.