شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧ - اتهام ناموسى و وظائف مؤمنان
آيا مىتوان باور كرد عتابها و سرزنشهاى شديدى كه در آيات بعد خواهد آمد كه: چرا گروهى از مؤمنان تحت تأثير اين شايعه قرار گرفتند؟.
چرا مطالبه چهار شاهد ننمودند؟ شامل شخص پيامبر صلى الله عليه و آله نيز بشود؟!.
اين يكى از ايرادهاى مهمى است كه ما را در صحت اين شأن نزول، لااقل گرفتار ترديد مىكند.
٢- با اين كه ظاهر آيات، چنين نشان مىدهد كه: حكم مربوط به «قذف» (نسبت اتهام عمل منافى عفت) قبل از داستان «افك» نازل شده است، چرا پيامبر صلى الله عليه و آله در همان روز كه چنين تهمتى از ناحيه «عبداللَّه بن ابى سلول» و جمعى ديگر پخش شد، آنها را احضار نفرمود، و حدّ الهى را در مورد آنها اجرا نكرد؟ (مگر اين كه گفته شود: آيه قذف و آيات مربوط به افك همه يك جا نازل شده و يا به تعبير ديگر، آن حكم نيز به تناسب اين موضوع تشريع گرديده كه در اين صورت اين ايراد منتفى مىشود ولى ايراد اوّل كاملًا به قوت خود باقى است). [١]
و اما در مورد شأن نزول دوم، مشكل از اين بيشتر است، چرا كه:
اوّلًا: مطابق اين شأن نزول، كسى كه مرتكب تهمت زدن شد، يك نفر بيشتر نبود، در حالى كه آيات با صراحت مىگويد، گروهى در اين مسأله فعاليت داشتند، و شايعه را آنچنان پخش كردند كه تقريباً محيط را فرا گرفت، و لذا ضميرها در مورد عتاب و سرزنش مؤمنانى كه در اين مسأله درگير شدند، همه به صورت جمع آمده است، و اين، با شأن نزول دوم به هيچ وجه سازگار نيست.
ثانياً: اين سؤال باقى است كه: اگر «عايشه» مرتكب چنين تهمتى شده بود و بعداً خلاف آن ثابت گرديد، چرا پيامبر صلى الله عليه و آله حدّ تهمت بر او اجرا نكرد؟
ثالثاً: چگونه امكان دارد، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تنها با شهادت يك زن حكم اعدام را در مورد يك متهم صادر كند، با اين كه رقابت در ميان زنان يك مرد عادى است، اين
[١] «الميزان»، ج ١٥، ص ١١١.