شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - ياد خدا به جاى تفاخر بر گذشته
سال بعد هنگامى كه آماده رفتن به «مكّه» شدند، از اين خائف بودند كه مشركان به وعده خود وفا نكنند، و مانع شوند، و جنگى به وقوع بپيوندد، و در صورت وقوع حادثه يا جنگ، پيامبر از مقاتله در ماه حرام ناراحت بود، كه آيه فوق در اين مورد نازل شد، و دستور داد: اگر دشمن نبرد را شروع كند شما هم در برابر او به مبارزه برخيزيد. [١]
به نظر مىرسد شأن نزول اوّل، مناسب آيه اوّل، و شأن نزول دوم مناسب آيات بعد است، ولى به هر حال مفهوم آيات دلالت دارد كه همه با هم، يا با فاصله كمى نازل شده.
ا ٢٠٠ فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا وَ ما لَهُ فِى الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ
و هنگامى كه مناسك (حج) خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همانند يادآورى از پدرانتان (آن گونه كه رسم آن زمان بود) بلكه از آن هم بيشتر! (در اين مراسم، مردم دو گروهاند:) بعضى از مردم مىگويند: «خداوندا! به ما در دنيا، (نيكى) عطا كن»! ولى درآخرت، بهرهاى ندارند.
شأن نزول:
ياد خدا به جاى تفاخر بر گذشته
در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: در ايّام جاهليّت هنگامى كه از مراسم حج فارغ مىشدند، در آنجا اجتماع مىكردند و افتخارات (موهومى را براى) نياكان خود را بر مىشمردند، و از ايّام گذشته آنها و جود و بخشش فراوانشان ياد مىكردند.
[١] «مجمع البيان»، ذيل آيات مورد بحث. در تفاسير ديگر نيز اشاراتى به اين شأن نزولها ديده مىشود ( «بحار الانوار»، ج ٢٠، ص ٣١٩؛ «تفسير قرطبى»، ج ٢، ص ٣٤٧، ذيل آيه مورد بحث؛ «تفسير رازى»، ج ٥، ص ٢٨٧، ذيل آيه مورد بحث).