شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥١ - از مواد صلحنامه حديبيه
(٢) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ (٣) كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ (٤) إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چرا سخنى مىگوئيد كه عمل نمىكنيد؟!
نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخنى بگوئيد كه عمل نمىكنيد!
خداوند كسانى را دوست مىدارد كه در راه او پيكار مىكنند گوئى بنائى آهنيناند!
شأن نزول:
گفتار بدون عمل
مفسران براى آيه «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ»، شأن نزولهاى متعددى ذكر كردهاند كه، تفاوت زيادى با هم ندارد، از جمله اين كه:
١- جمعى از مؤمنان بودند كه مىگفتند: بعد از اين، هر وقت با دشمن روبرو شويم، پشت نخواهيم كرد، و فرار نمىكنيم، ولى به گفته خود وفا نكردند، و در روز «احد» فرار نمودند، تا آنجا كه پيشانى پيامبر صلى الله عليه و آله و دندان مبارك او شكسته شد.
٢- هنگامى كه خداوند ثواب شهداى «بدر» را بيان كرد، جمعى از صحابه گفتند:
حال كه چنين است، ما در جنگهاى آينده، تمام نيروى خود را به كار خواهيم گرفت، ولى در «احد» فرار كردند، آيه فوق نازل شد و آنها را سرزنش نمود.
٣- جمعى از مؤمنان، پيش از آنكه حكم جهاد نازل شود مىگفتند: اى كاش! خداوند بهترين اعمال را به ما نشان مىداد تا عمل كنيم، چيزى نگذشت كه خداوند به آنها خبر داد: «افضل اعمال، ايمان خالص و جهاد است»، اما اين خبر آنها را خوش نيامد، و تعلل ورزيدند، آيه نازل شد و آنها را ملامت كرد. [١]
[١] «مجمع البيان»، ج ٩، ص ٢٧٨- ساير مفسران نيز اين شأن نزولها را با تفاوتهائى ذكر كردهاند؛ «بحار الانوار»، ج ٣١، ص ٥٨٢.
ا ٩ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ا ١٠ فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ا ١١ وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذكر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها كنيد كه اين براى شما بهتر است اگرمىدانستيد!
و هنگامى كه نماز پايان گرفت (شما آزاديد) در زمين پراكنده شويد و از فضل خدا بطلبيد، و خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد!
هنگامى كه آنها تجارت يا سرگرمى و لهوى را ببينند پراكنده مىشوند و به سوى آن مىروند و تو را ايستاده به حال خود رها مىكنند؛ بگو: «آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترين روزىدهندگان است»!
شأن نزول:
داد و ستد هنگام اقامه نماز جمعه
در شأن نزول اين آيات، يا خصوص آيه «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً» روايات مختلفى نقل شده كه، همه آنها از اين معنى خبر مىدهد: در يكى از سالها كه مردم «مدينه» گرفتار خشكسالى، گرسنگى و افزايش نرخ اجناس شده بودند، «دحيه» با كاروانى از «شام» فرا رسيد و با خود مواد غذائى آورده بود، و اين در روز «جمعه» بود و پيامبر صلى الله عليه و آله مشغول خطبه «نماز جمعه».
طبق معمول، براى اعلام ورود كاروان طبل زدند و حتى بعضى ديگر آلات موسيقى را نواختند، مردم، با سرعت خود را به بازار رساندند.
مسلمانانى كه در مسجد براى نماز اجتماع كرده بودند، خطبه را رها كرده و براى تأمين نيازهاى خود به سوى بازار شتافتند، تنها دوازده مرد و يك زن در مسجد باقى