شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - به هر سو رو كنى خدا مىبينى
كه خداوند قبله مسلمانان را از «بيت المقدس» به سوى «كعبه» گردانيد آنها از پيامبر صلى الله عليه و آله مأيوس شدند (و شايد در اين ميان بعضى از طوائف مسلمانان ايراد مىكردند كه نبايد كارى كرد كه باعث رنجش يهود و نصارى گردد). [١]
آيه فوق نازل شد و به پيامبر صلى الله عليه و آله اعلام كرد اين گروه از يهود و نصارى نه با هماهنگى در قبله و نه با چيز ديگر از تو راضى نخواهند شد، جز اين كه آئين آنها را دربست بپذيرى.
بعضى ديگر نقل كردهاند: پيامبر صلى الله عليه و آله اصرار فراوان داشت اين دو گروه را راضى كند، شايد اسلام را پذيرا گردند، آيه فوق نازل شد و به پيامبر صلى الله عليه و آله اعلام كرد اين فكر را از سر به در كن؛ چرا كه آنها به هيچ قيمت راضى نخواهند شد جز به پيروى از آئين آنها. [٢]
در شأن نزول آيه دوم نيز روايات گوناگونى است: بعضى از مفسران معتقدند: اين آيه درباره افرادى نازل شد كه با «جعفر بن ابيطالب» از «حبشه» آمدند و از كسانى بودند كه در آنجا به او پيوستند، آنها چهل نفر بودند، سى و دو نفر اهل «حبشه»، و هشت نفر از راهبان شام كه «بَحيرا» راهب معروف نيز جزء آنان بود. [٣]
بعضى ديگر معتقدند: آيه درباره افرادى از يهود همانند «عبداللّه بن سلام» و «سعيد بن عمرو» و «تمام بن يهودا» و امثال آنها نازل شده كه اسلام را پذيرفتند و به راستى مؤمن شدند. [٤]
ا ١٣٣ أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً
[١] «درّ المنثور»، ذيل آيه مورد بحث؛ «فتح القدير»، ج ١، ص ١٣٦؛ «تفسير روض الجنان» و «روح الجنان» «تفسير ابوالفتوح رازى»، ذيل آيه مورد بحث.
[٢] «مجمع البيان»، ذيل آيه مورد بحث؛ «تفسير تبيان»، ج ١، ص ٤٣٩.
[٣] «تفسير ابوالفتوح رازى» و «مجمع البيان»، ذيل آيه مورد بحث؛ «بحارالانوار»، ج ٢٢، ص ٤٦، ٤٧ و ٥٦.
[٤] «تفسير ابوالفتوح رازى» و «مجمع البيان»، ذيل آيه مورد بحث؛ «بحارالانوار»، ج ٢٢، ص ٤٦، ٤٧ و ٥٦.