شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - درخواست معجزات از سر لجاجت
در مورد شأن نزول آيه دوم نيز بعضى از مفسران بزرگ گفتهاند كه در پاسخ جمعى از مشركان مكّه نازل شده است، كه در پشت خانه كعبه نشسته بودند و به دنبال پيامبر صلى الله عليه و آله فرستادند، پيامبر صلى الله عليه و آله (به اميد هدايت آنها) نزد آنها آمد.
عرض كردند: اگر دوست دارى از تو پيروى كنيم اين كوههاى مكّه را به وسيله قرآنت عقب بران تا كمى اين زمين تنگ و محدود ما گسترش يابد! و زمين را بشكاف و چشمهها و نهرهائى در اينجا پديد آور تا درختان غرس كنيم، و زراعت نمائيم! تو به گمان خود كمتر از داود عليه السلام نيستى كه خداوند كوهها را براى او مسخّر كرده بود كه با او همصدا شده، تسبيح خدا مىگفتند.
يا اين كه باد را مسخّر ما گردان كه بر دوش آن سوار شويم و به شام رويم و مشكلات خود را حلّ كنيم و ما يحتاج را تهيه نمائيم و همان روز باز گرديم!، همان گونه كه مسخّر سليمان عليه السلام بود، تو به گمان خود از سليمان عليه السلام كمتر نيستى.
و نيز جدّت قصى (جدّ طايفه قريش) يا هر كس ديگر از مردگان ما را مىخواهى زنده كن تا از او سؤال كنيم آيا آنچه تو مىگويى حق است يا باطل، زيرا عيسى عليه السلام مردگان را زنده مىكرد و تو كمتر از عيسى نيستى!
در اين هنگام آيه دوم مورد بحث نازل شد و به آنها گوشزد كرد كه همه آنچه را مىگوئيد از سر لجاجت است نه براى ايمان آوردن، و گرنه معجزه كافى براى ايمان آوردن ارائه شده است. [١]
[١] «مجمع البيان»، ذيل آيه؛ «اسبابنزولالآيات»، ص ١٨٥؛ «تفسير قرطبى»، ج ٩، ص ٣١٨.