شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٤ - چرا با ديدن يك مرد نابينا چهره در هم مىكشى؟!
شأن نزول دومى كه براى آيات فوق نقل شده، اين است: اين آيات، درباره مردى از «بنىاميه» نازل شده كه نزد پيامبر نشسته بود، در همان حال «عبداللّه بن ام مكتوم» وارد شد، هنگامى كه چشمش به «عبداللّه» افتاد خود را جمع كرد، مثل اين كه مىترسيد آلوده شود، قيافه در هم كشيده و صورت خود را برگردانيد، خداوند در آيات فوق عمل او را نقل كرده، و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است، اين شأن نزول در حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده است. [١]
محقق بزرگ شيعه مرحوم «سيد مرتضى» اين شأن نزول را پذيرفته است.
البته، در آيه، چيزى كه صريحاً دلالت كند منظور شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است، وجود ندارد، تنها چيزى كه مىتواند قرينهاى بر اين معنى باشد، خطابهائى است كه از آيات ٨ تا ١٠ اين سوره آمده كه مىگويد: «كسى كه پيوسته (براى شنيدن آيات خدا) به سرعت سراغ تو مىآيد، و از خدا مىترسد، تو از او غافل مىشوى»!
اين چيزى است كه بهتر از هر كس در مورد پيامبر صلى الله عليه و آله مىتواند صادق باشد.
ولى، به گفته مرحوم «سيد مرتضى» قرائنى نيز در اين آيات وجود دارد كه نشان مىدهد: منظور شخص پيامبر صلى الله عليه و آله نيست از جمله:
«عبوس بودن» از صفات پيامبران مخصوصاً پيغمبر اسلام نيست، او حتى نسبت به دشمنان خود با چهره گشاده سخن مىگفت، چه رسد به مؤمنان حقيقتجو.
ديگر پرداختن به اغنيا و غافل شدن از فقراى حق طلب، با اخلاق آن حضرت كه در آيه ٤ سوره «قلم» به آن اشاره شده: وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ: «تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى» هرگز نمىسازد، (به خصوص اين كه معروف است سوره «قلم» قبل از سوره «عبس» نازل شده است). [٢]
ولى، به فرض كه شأن نزول اوّل واقعيت داشته باشد، اين مطلب در حد ترك
[١] «مجمع البيان»، ذيل آيات مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج ١٧، ص ٧٧.
[٢] «مجمع البيان»، ذيل آيات مورد بحث.