شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢ - توطئه همسران پيامبر صلى الله عليه و آله
٤١ وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ ا ٤٢ وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ
و گفته شاعرى نيست، اما كمتر ايمان مىآوريد!
و نه گفته كاهنى، هر چند كمتر متذكّر مىشويد!
شأن نزول:
نه سخن شاعر است و نه كاهن!
بعضى در شأن نزول اين آيات، نقل كردهاند: كسى كه نسبت شعر و شاعرى به پيامبر صلى الله عليه و آله داد، «ابو جهل» بود، و كسى كه نسبت كهانت مىداد، «عقبه» يا «عتبه» بود، و ديگران هم به دنبال آنها اين تهمتها را تكرار مىكردند. [١]
درست است كه الفاظ قرآن هماهنگى و نظم زيبائى دارد كه گوش را نوازش، و روح را آرامش مىبخشد، اما اين نه ارتباطى با شعر شاعران دارد و نه با سجع كاهنان.
«شعر» معمولًا زائيده تخيلات، و بيانگر احساسات برافروخته، و هيجانات عاطفى است، و به همين دليل، فراز و نشيب و افت و خيز فراوان دارد، در حالى كه قرآن در عين زيبائى و جذابى كاملًا مستدل و منطقى، و محتوائى عقلانى دارد، و اگر گهگاه پيشگوئىهائى از آينده كرده، اين پيشگوئىها اساس قرآن را تشكيل نمىدهد، تازه بر خلاف خبرهاى كاهنان، همه قرين واقعيت بوده.
جملههاى «قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ» و «قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ» توبيخ و سرزنش براى كسانى است كه اين وحى آسمانى را با نشانههاى روشن مىبينند، اما گاه شعرش مىخوانند، و گاه كهانت، و كمتر ايمان مىآورند.
[١] «بحار الانوار»، ج ١٨، ص ١٩٩؛ «قرطبى»، ج ١٨، ص ٢٧٤.