شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩ - مؤمنان در برابر فرمان خدا و رسول حق انتخاب ندارند
«زينب، بنت جحش» (دختر عمه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله) با «زيد بن حارثه» برده آزاد شده پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده است.
ماجرا از اين قرار بود كه: قبل از زمان بعثت و بعد از آن كه «خديجه» با پيامبر صلى الله عليه و آله ازدواج كرد، «خديجه» بردهاى به نام «زيد» خريدارى نمود كه بعداً آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله بخشيد، و پيامبر صلى الله عليه و آله او را آزاد فرمود، و چون طائفهاش او را از خود راندند، پيامبر صلى الله عليه و آله نام «فرزند خود» بر او نهاد و به اصطلاح او را «تَبَنِّى» كرد.
بعد از ظهور اسلام «زيد» مسلمانى مخلص و پيشتاز شد، و موقعيت ممتازى در اسلام پيدا كرد، و چنان كه مىدانيم سرانجام يكى از فرماندهان لشكر اسلام در جنگ «موته» شد كه در همان جنگ شربت شهادت نوشيد.
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم گرفت، براى «زيد» همسرى برگزيند از «زينب بنت جحش» كه دختر «اميه» دختر «عبدالمطلب» (دختر عمّهاش)، براى او خواستگارى نمود «زينب» نخست چنين تصور مىكرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواهد او را براى خود انتخاب كند، خوشحال شد و رضايت داد، ولى بعداً كه فهميد خواستگارى از او براى «زيد» است، سخت ناراحت شد و سر باز زد، برادرش كه «عبداللَّه» نام داشت او نيز با اين امر به سختى مخالفت نمود.
در اينجا بود كه نخستين آيه از آيات مورد بحث نازل شد، و به امثال «زينب» و «عبداللَّه» هشدار داد كه، آنها نمىتوانند هنگامى كه خدا و پيامبرش كارى را لازم مىدانند، مخالفت كنند، آنها اين مسأله را كه شنيدند در برابر فرمان خدا تسليم شدند (البته چنان كه در تفسير آمده اين ازدواج، ازدواج سادهاى نبود و مقدمهاى بود براى شكستن يك سنت غلط جاهلى، زيرا در عصر جاهليت هيچ زن با شخصيت و سرشناسى حاضر نبود، با بردهاى ازدواج كند، هر چند داراى ارزشهاى والاى انسانى باشد).
اما اين ازدواج ديرى نپائيد و بر اثر ناسازگارىهاى اخلاقى ميان طرفين، منجر به طلاق شد، هرچند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله اصرار داشت كه اين طلاق رخ ندهد اما رخ داد.