شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥ - اتهام ناموسى و وظائف مؤمنان
در اين هنگام، چيزى نمانده بود كه قبيله «اوس» و «خزرج» به جان هم بيفتند و جنگ شروع شود، در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر منبر ايستاده بود، حضرت بالاخره آنها را خاموش و ساكت كرد.
اين وضع همچنان ادامه داشت، غم و اندوه شديد وجود مرا فرا گرفته بود، يك ماه بود كه پيامبر هرگز در كنار من نمىنشست.
من خود مىدانستم كه از اين تهمت پاكم و بالاخره خداوند مطلب را روشن خواهد كرد.
سر انجام روزى پيامبر صلى الله عليه و آله نزد من آمد در حالى كه خندان بود، و نخستين سخنش اين بود: بشارت باد بر تو كه خداوند تو را از اين اتهام مبرا ساخت، اين هنگامى بود كه آيات: «إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ ...» تا آخر آيات نازل گرديده بود.
(و به دنبال نزول اين آيات آنها كه اين دروغ را پخش كرده بودند، بر همگى حدّ قذف جارى شد). [١]
شأن نزول دوم، كه در بعضى از كتب در كنار شأن نزول اوّل ذكر شده است چنين است: «ماريه قبطيه» يكى از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله از سوى «عايشه» مورد اتهام قرار گرفت؛ زيرا او فرزندى از پيامبر صلى الله عليه و آله به نام «ابراهيم» داشت، هنگامى كه «ابراهيم» از دنيا رفت پيامبر صلى الله عليه و آله شديداً غمگين شد، «عايشه» گفت: چرا اين قدر ناراحتى؟ او در حقيقت فرزند تو نبود، فرزند «جريح قبطى» بود!!
هنگامى كه رسول صلى الله عليه و آله خدا اين سخن را شنيد، على عليه السلام را مأمور كشتن «جريح» كرد كه به خود اجازه چنين خيانتى را داده بود.
[١] آنچه در بالا آورديم مضمون روايتى است كه در بيشتر كتب تفسير، با كمى تفاوت آمده و ما آن را با كمى اختصار ذكر كرديم.
«مجمع البيان»، ذيل آيات مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج ٢٠، ص ٣١٠؛ «صحيح مسلم»، ج ٨، ص ١١٣؛ «اسباب نزول الآيات» واحدى نيشابورى، ص ٢١٤.