شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٦ - تصميمگيرى مشركان درباره پيامبر
ولى، بعضى گفتهاند: اين آيات، در رابطه با پيشنهاد يهود «مدينه» نازل شده است كه: براى خارج كردن پيامبر صلى الله عليه و آله از «مدينه» به خدمتش رسيده، گفتند: اين سرزمين، سرزمين انبياء نيست، سرزمين پيامبران، «شام» است، اگر مىخواهى دعوتت پيشرفت كند، بايد به آنجا بروى! [١]
اما با توجه به اين كه: اين سوره، «مكّى» است، تناسبى با اين شأن نزول ندارد، به علاوه، جملههاى آيات فوق چنان كه خواهيم ديد نيز، متناسب با محتواى اين شأن نزول نيست.
ا ٩٠ وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً ا ٩١ أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْا نْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً ا ٩٢ أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا ا ٩٣ أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم تا اين كه چشمه جوشانى از اين سرزمين (خشك و سوزان) براى ما خارج سازى!
يا باغى از نخل و انگور از آن تو باشد؛ و نهرها در لابلاى آن جارى كنى.
يا قطعات (سنگهاى) آسمان را- آن چنان كه مىپندارى- بر سر ما فرود آرى؛ ياخداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى.
يا براى تو خانهاى پر نقش و نگار از طلا باشد؛ يا به آسمان بالا روى؛ حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمىآوريم مگر آن كه نامهاى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم»! بگو: «منزه است پروردگارم (از اين سخنان بىمعنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم»؟!
[١] «مجمع البيان»، ذيل آيات مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج ١٨، ص ١٩٨؛ «تبيان»، ج ٦، ص ٥٠٨؛ «جامع البيان»، ج ١٥، ص ١٦٥.