شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٣ - با پاكدلان باش نه متكبّران
سرانجام آنها را در آخر مسجد، در حالى كه به ذكر خدا مشغول بودند، يافت، فرمود:
حمد خدا را كه نمردم تا اين كه او چنين دستورى به من داد كه: با امثال شما باشم، «آرى زندگى با شما، و مرگ هم با شما خوش است»!
(مَعَكُمُ الْمَحْيا وَ مَعَكُمُ الْمَماتُ)! [١]
(٦٠) وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً (٦١) فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً (٦٢) فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً (٦٣) قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً (٦٤) قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً
(به خاطر بياور) هنگامى را كه موسى به دوست خود گفت: «دست از جستجوبرنمىدارم تا به محل تلاقى دو دريا برسم؛ هر چند مدت طولانى به راه خود ادامه دهم»!
(ولى) هنگامى كه به محل تلاقى آن دو دريا رسيدند، ماهى خود را (كه براى تغذيه همراه داشتند) فراموش كردند؛ و ماهى راه خود را در دريا پيش گرفت.
هنگامى كه از آنجا گذشتند، (موسى) به يار همسفرش گفت: «غذاى ما را بياور، كهسخت از اين سفر خسته شدهايم»!
گفت: «به خاطر دارى هنگامى كه ما (براى استراحت) به كنار آن صخره پناه برديم، من (در آنجا) فراموش كردم جريان ماهى را بازگو كنم- و فقط شيطان بود كه آن را از خاطر من برد- و ماهى به طرز شگفتآورى راه خود را در دريا پيش گرفت»!
(موسى) گفت: «آن همان بود كه ما مىخواستيم»! سپس از همان راه بازگشتند، در حالى كه پىجوئى مىكردند.
[١] «مجمع البيان»، ذيل آيه مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج ٢٢، ص ٤٤، و ج ٦٩، ص ٢؛ «قرطبى»، ج ١٠، ص ٣٩؛ «نور الثقلين»، ج ٣، ص ٢٥٨.