شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٣ - خدا وليد را بكشد!
پس از آن رو به آنها كرده گفت: شما درباره اين مرد (اشاره به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله) چه مىگوئيد؟
گفتند: مىگوئيم «شاعر» است!
وليد چهره درهم كشيده، گفت: ما شعر بسيار شنيدهايم، اما سخن او شباهتى به شعر ندارد.
گفتند: مىگوئيم «كاهن» است.
گفت: هنگامى كه نزد او مىرويد سخنانى را كه كاهنان (به شكل اخبار غيبى) مىگويند در او نمىيابيد.
گفتند: مىگوئيم «ديوانه» است.
گفت: وقتى به سراغ او مىرويد هيچ اثرى از جنون در او نخواهيد يافت.
گفتند: مىگوئيم «ساحر» است.
گفت: ساحر، به چه معنى؟
گفتند: كسى كه ميان دشمنان و ميان دوستان ايجاد دشمنى مىكند.
گفت: بلى او «ساحر» است و چنين مىكند! (زيرا بعضى از آنها مسلمان مىشوند و راه خود را از ديگران جدا مىسازند).
سپس از «دار الندوه» خارج شدند، در حالى كه هر كدام پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را ملاقات مىكرد، مىگفت: اى ساحر! اى ساحر!
اين مطلب بر پيامبر گران آمد، خداوند آيات آغاز اين سوره و آيات فوق را (تا آيه ٢٥) نازل فرمود (و پيامبرش را دلدارى داد).
٢- بعضى نيز گفتهاند: هنگامى كه آيات سوره «الم سجده» (سوره غافر) نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد الحرام (به نماز) ايستاده بود، «وليد بن مغيره» نزديك حضرت بود و تلاوت او را مىشنيد، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله متوجه اين معنى شد، تلاوت اين آيات را تكرار كرد.
«وليد» به مجلس قومش- طائفه بنىمخزوم- آمده، گفت: به خدا سوگند هم