شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٧ - از كفار و منافقان اطاعت مكن
اين راه به دست مىآيد نيز حرام است، گواه اين مطلب چيزى است كه خداوند در كتابش فرموده: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِيْثِ ...».
ا ١ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لاتُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً ا ٢ وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ا ٣ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا
اى پيامبر! تقواى الهى پيشه كن و از كافران و منافقان اطاعت مكن كه خداوند عالم و حكيم است.
و از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى مىشود، پيروى كن كه خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.
و بر خدا توكل كن، و همين بس كه خداوند حافظ و مدافع (انسان) باشد.
شأن نزول:
از كفار و منافقان اطاعت مكن
مفسران در اينجا، شأن نزولهاى مختلفى نقل كردهاند كه تقريباً همه، يك موضوع را تعقيب مىكند.
از جمله اين كه گفتهاند: اين آيات در مورد «ابوسفيان» و بعضى ديگر از سران كفر و شرك نازل شد، كه بعد از جنگ «احد» از «پيامبر اسلام» صلى الله عليه و آله امان گرفتند و وارد «مدينه» شدند، و به اتفاق «عبداللَّه بن ابى» و بعضى ديگر از دوستانشان خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده، عرض كردند: «اى محمّد! بيا و از بدگوئى به خدايان ما- بتهاى لات و عُزّى و منات- صرف نظر كن، و بگو آنها براى پرستش كنندگانشان شفاعت مىكنند، تا ما هم از تو دست بر داريم، و هر چه مىخواهى درباره خدايت توصيف كن، آزاد هستى».
اين پيشنهاد پيامبر صلى الله عليه و آله را ناراحت كرد، «عمر» برخاسته گفت: اجازه ده تا آنها را از دم شمشير بگذرانم! پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: «من به آنها امان دادم، چنين چيزى ممكن نيست» اما دستور داد آنها را از «مدينه» بيرون كنند، آيات فوق نازل شد، و به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد: به اين گونه پيشنهادها اعتنا نكند. [١]
[١] «مجمعالبيان»، ذيل آيات مورد؛ «بحار الانوار»، ج ١٨، ص ٢٠١، و ج ٢٢، ص ٤٩؛ «قرطبى»، ج ١٤، ص ١١٤.