شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦ - اتهام ناموسى و وظائف مؤمنان
هنگامى كه على عليه السلام با شمشير برهنه به سراغ «جريح» رفت و او آثار غضب را در چهره حضرت مشاهده نمود، فرار كرده از درخت نخلى بالا رفت، و زمانى كه احساس كرد، ممكن است على عليه السلام به او برسد خود را از بالاى درخت بزير انداخت در اين هنگام پيراهن او بالا رفت و معلوم شد او اصلًا آلت جنسى ندارد.
على عليه السلام به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده، عرض كرد: آيا بايد در انجام دستورات شما قاطعانه پيش روم يا تحقيق كنم؟
فرمود: بايد تحقيق كنى، على عليه السلام جريان را عرض كرد، پيامبر صلى الله عليه و آله شكر خدا را به جاى آورده، فرمود: شكر خدا را كه بدى و آلودگى را از دامان ما دور كرده است.
در اين هنگام، آيات فوق نازل شد و اهميت اين موضوع را بازگو كرد. [١]
تحقيق و بررسى
با اين كه نخستين شأن نزول- همان گونه كه گفتيم- در بسيارى از منابع اسلامى آمده ولى جاى گفتگو، چون و چرا و نقاط مبهم در آن وجود دارد از جمله:
١- از تعبيرات مختلف اين حديث- با تفاوتهائى كه دارد- به خوبى استفاده مىشود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تحت تأثير موج شايعه قرار گرفت تا آنجا كه با يارانش در اين زمينه به گفتگو و مشاوره نشست، و حتى بر خورد خود را با «عايشه» تغيير داد، و مدتى طولانى از او كنارهگيرى نمود، و رفتارهاى ديگرى كه همه حاكى از اين است كه: پيامبر صلى الله عليه و آله طبق اين روايت شايعه را تا حدّ زيادى پذيرا شد.
اين موضوع نه تنها با مقام عصمت سازگار نيست، بلكه يك مسلمان با ايمان و ثابت القدم نيز نبايد اين چنين تحت تأثير شايعات بى دليل قرار گيرد، و اگر شايعه در فكر او تأثير ناخودآگاهى بگذارد، در عمل نبايد روش خود را تغيير دهد و تسليم آن گردد، چه رسد به معصوم كه مقامش روشن است.
[١] «نور الثقلين»، ج ٣، ص ٥٨١؛ «الميزان»، ج ١٥، ص ١٠٣؛ «بحار الانوار»، ج ٢٢، ص ١٥٥، و ج ٧٦، ص ١٠٣؛ «تفسير صافى»، ج ٣، ص ٤٢٣.