شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤ - ياد خدا به جاى تفاخر بر گذشته
آيات فوق نازل شد، و به آنها دستور داد: به جاى اين كار (نادرست) ذكر خدا گويند و از نعمتهاى بى دريغ خداوند و مواهب او ياد كنند، و با همان شور و سوز مخصوصى كه در افتخار و مباهات به پدران خود در جاهليت داشتند، نعم الهى را ياد كنند بلكه بيشتر و برتر. [١]
همين معنى يا شبيه آن را ساير مفسران از «ابنعباس» يا غير او نقل كردهاند كه اهل جاهليت بعد از حج، مجالسى تشكيل مىدادند براى تفاخر به پدران و شرح امتيازات آنها، و يا در بازارهايى همچون بازار عُكّاظ، ذِى المَجاز و مَجَنَّه كه تنها جاى داد و ستد نبود، بلكه مركز ذكر افتخارات (موهوم) نياكان بود جمع مىشدند و به اين كار مىپرداختند. [٢]
ا ٢٠٤ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما في قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ ا ٢٠٥ وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِى الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ ا ٢٠٦ وَ إِذا قيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ
و از مردم، كسانى هستند كه گفتار آنان، در زندگى دنيا مايه اعجاب تو مىشود؛ (در ظاهر، اظهار محبت شديد مىكنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه مىگيرند. (اين در حالى است كه) آنان، سرسختترين دشمنانند.
[١] «مجمع البيان»، ج ١، ص ٢٩٧، ذيل آيه مورد بحث؛ «مستدرك الوسائل»، ج ٥، ص ٢٨٤، ح ٥٨٦٤، با اندكى تفاوت؛ «بحار الانوار»، ج ٩٠، ص ١٥٩، ح ٣٥، با اندكى تفاوت؛ «تفسير عياشى»، ج ١، ص ٩٨، احاديث ٢٧٠ و ٢٧٣، با تفاوت.
اين معنى در احاديثى از امام صادق عليه السلام نيز رسيده است ( «كافى»، ج ٤، ص ٥١٦، ح ٣؛ «وسائل الشيعه»، ج ٧، ص ٤٥٩، ح ٩٨٥٤، و ج ١٤، ص ٢٧٢، ح ١٩١٧٣؛ «بحار الانوار»، ج ٩٦، ص ٣١١، ح ٣٢، و ص ٣١٣، ح ٤٧).
[٢] «روح المعانى»، ج ٢، ص ٨٩ و «قرطبى»، ج ٢، ص ٨٠٣ و «تفسير كبير»، ج ٥، ص ١٨٣ و «فى ظلال القرآن»، ج ١، ص ٢٨٩ و «برهان»، ج ١، ص ٢٠٣.