شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١١ - واى بر عيبجويان و طعنهزنان
(١) أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفيلِ (٢) أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ في تَضْليلٍ (٣) وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ (٤) تَرْميهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ (٥) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ
آيا نديدى پروردگارت با فيل سواران (لشگر ابرهه كه براى نابودى كعبه آمده بودند) چه كرد؟!
آيا نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد؟!
و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد.
كه با سنگهاى كوچكى آنان را هدف قرار مىدادند.
سرانجام آنها را همچون كاه خورده شده (و متلاشى) قرار داد!
شأن نزول:
مگر داستان اصحاب فيل را نشنيدهاى؟!
در حديثى از امام على بن الحسين عليه السلام مىخوانيم: «ابوطالب همواره با شمشيرش از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دفاع مىكرد تا آنجا كه مىفرمايد: (روزى) «ابوطالب» عرض كرد: فرزند برادر! آيا تو مبعوث به همه مردم شدهاى، يا تنها به قوم خودت؟
پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: نه، مبعوث به جميع انسانها شدهام، از سفيد و سياه، عربى و عجمى، سوگند به كسى كه جانم در دست او است، كه من همه انسانهاى سفيد پوست و سياه پوست را به اين آئين دعوت مىكنم، و تمام كسانى را كه بر قله كوهها و درياها هستند به اين آئين فرا مىخوانم، و من تمام كسانى كه به زبانهاى فارسى و رومى سخن مىگويند را به سوى هدايت دعوت مىكنم.
هنگامى كه اين سخن به گوش قريش رسيد، در حيرت فرو رفتند و گفتند: آيا گوش به سخنان فرزند برادرت نمىدهى كه چه مىگويد؟
به خدا سوگند اگر مردم فارس و روم اين سخنان را بشنوند، ما را از سرزمينمان