شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٣ - مگر داستان اصحاب فيل را نشنيدهاى؟!
«نجاشى» سپاهى عظيم بالغ بر هفتاد هزار نفر به فرماندهى شخصى به نام «ارياط» روانه «يمن» كرد، «ابرهه» نيز يكى از فرماندهان اين سپاه بود.
«ذونواس» شكست خورد، و «ارياط» حكمران «يمن» شد، بعد از مدتى، «ابرهه» بر ضد او قيام كرد، او را از بين برد و بر جاى او نشست.
خبر اين ماجرا به «نجاشى» رسيد، تصميم گرفت «ابرهه» را سركوب كند، «ابرهه» براى نجات خود، موهاى سر را تراشيد، و با مقدارى از خاك «يمن» به نشانه تسليم كامل نزد «نجاشى» فرستاده، و بدين وسيله اعلام وفادارى كرد.
«نجاشى» چون چنين ديد، او را بخشيد و در پست خود ابقا نمود.
در اين هنگام، «ابرهه» براى اثبات خوش خدمتى، كليساى بسيار زيبا و مهمى بنا كرد كه مانند آن در آن زمان در كره زمين وجود نداشت، و به دنبال آن تصميم گرفت مردم «جزيره عربستان» را به جاى «كعبه» به سوى آن فرا خواند، و تصميم گرفت:
آنجا را كانون حج عرب سازد، و مركزيت مهم «مكّه» را به آنجا منتقل كند.
براى همين منظور، مبلغان بسيارى به اطراف، و در ميان قبائل عرب و سرزمين «حجاز» فرستاد، اعراب كه سخت به «مكّه» و «كعبه» علاقه داشتند و آن را از آثار بزرگ «ابراهيم» خليل مىدانستند، احساس خطر كردند.
طبق بعضى از روايات، گروهى آمدند و مخفيانه «كليسا» را آتش زدند، و طبق نقل ديگرى، بعضى آن را مخفيانه آلوده و ملوث ساختند، و به اين ترتيب در برابر اين دعوت بزرگ، عكس العمل شديد نشان دادند و معبد «ابرهه» را بى اعتبار كردند.
«ابرهه» سخت خشمگين شد، و تصميم گرفت خانه «كعبه» را به كلى ويران سازد، تا هم انتقام گرفته باشد، و هم عرب را متوجه معبد جديد كند، با لشگر عظيمى كه بعضى از سوارانش از «فيل» استفاده مىكردند عازم «مكّه» شد.
هنگامى كه نزديك «مكّه» رسيد كسانى را فرستاد تا شتران و اموال اهل «مكّه» را به غارت آورند، و در اين ميان، دويست شتر از «عبدالمطلب» غارت شد.