شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠ - تقيّه
مسلمانان نازل گرديد كه در چنگال مشركان گرفتار شدند و آنها را مجبور به بازگشت از اسلام و اظهار كلمات كفر و شرك كردند.
آنها «عمّار» و پدرش «ياسر» و مادرش «سميه» و «صهيب» و «بلال» و «خبّاب» بودند، پدر و مادر «عمّار» در اين ماجرا سخت مقاومت كردند و كشته شدند، ولى «عمّار» كه جوان بود آنچه را مشركان مىخواستند به زبان آورد.
اين خبر در ميان مسلمانان پيچيد، بعضى غائبانه «عمّار» را محكوم كرده گفتند:
عمّار از اسلام بيرون رفته و كافر شده، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چنين نيست:
انَّ عَمَّاراً مُلِىءَ ايْماناً مِنْ قَرْنِهِ الى قَدَمِهِ وَ اخْتَلَطَ الايْمانُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ:
«چنين نيست (من عمّار را به خوبى مىشناسم) عمّار از فرق تا قدم مملوّ از ايمان است و ايمان با گوشت و خون او آميخته است (او هرگز دست از ايمان برنخواهد داشت و به مشركان نخواهد پيوست)».
چيزى نگذشت كه «عمّار» گريه كنان به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: مگر چه شده است؟
عرض كرد: اى پيامبر! بسيار بد شده، دست از سرم بر نداشتند تا نسبت به شما جسارت كردم و بتهاى آنها را به نيكى ياد نمودم!
پيامبر صلى الله عليه و آله با دست مباركش اشك از چشمان عمّار پاك مىفرمود و مىگفت: اگر باز تو را تحت فشار قرار دادند، آنچه مىخواهند بگو (و جان خود را از خطر رهائى بخش).
در اين هنگام، آيه: «مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ ...» نازل گرديد و مسائل را در اين رابطه روشن ساخت. [١]
[١] «مجمع البيان»، ذيل آيه مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج ١٩، ص ٣٥، ج ٦٦، ص ٣٧، وج ٧٢، ص ٤١٢؛ «نورالثقلين»، ج ٣، ص ٩٠؛ «الميزان»، ج ١٢، ص ٣٥٨.