شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧ - توطئه قتل پيامبر صلى الله عليه و آله و زمينه هجرت
«عثمان» نازل گرديده در حالى كه مىدانيم قتل عثمان ساليان دراز بعد از وفات پيامبر بود.
اين احتمال نيز هست كه آيه در حادثه «بنىقريظه» نازل شده باشد اما چون تناسب با آيات «بدر» داشته به فرمان پيامبر به آنها ملحق شده است.
ا ٣٠ وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ
(به خاطر بياور) هنگامى را كه كافران نقشه مىكشيدند كه تو را به زندان بيفكنند، يا به قتل برسانند، و يا (از «مكّه») خارج سازند، آنها چاره مىانديشيدند و خداوند هم تدبير مىكرد و خدا بهترين تدبير كنندگان و چارهجويان است.
شأن نزول:
توطئه قتل پيامبر صلى الله عليه و آله و زمينه هجرت
مفسران و محدثان، آيه فوق را اشاره به حوادثى مىدانند كه منتهى به هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله از «مكّه» به «مدينه» شد.
اين حوادث كه با تعبيراتى مختلف نقل شده همگى يك حقيقت را تعقيب مىكنند و آن اين كه: خداوند به طرز اعجاز آميزى پيامبر صلى الله عليه و آله را از دام يك خطر بزرگ و قطعى رهائى بخشيد، حادثه طبق نقل «درّ المنثور» چنين است:
گروهى از قريش و اشراف «مكّه» از قبائل مختلف جمع شدند تا در «دارُ النَّدْوَةِ» (محل انعقاد جلسات مشورتى بزرگان «مكّه») اجتماع كنند، و درباره خطرى كه از ناحيه پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را تهديد مىكرد بينديشند.
(مىگويند:) در اثناء راه پير مرد خوشظاهرى به آنها برخورد كرد كه در واقع همان شيطان بود (يا انسانى كه داراى روح و فكر شيطانى) از او پرسيدند: كيستى؟
گفت: پير مردى از اهل «نجد» هستم، چون از تصميم شما با خبر شدم، خواستم