شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩ - توطئه قتل پيامبر صلى الله عليه و آله و زمينه هجرت
مسلماً در اين صورت به خونبها راضى مىشوند، و ما هم از آزار او راحت خواهيم شد.
پير مرد نجدى (با خوشحالى) گفت: به خدا رأى صحيح همين است كه اين جوانمرد گفت، من هم غير از آن عقيدهاى ندارم (و به اين ترتيب اين پيشنهاد به اتفاق پذيرفته شد) و آنها با اين تصميم پراكنده شدند.
جبرئيل فرود آمد، و به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد: شب را در بستر خويش نخوابد.
پيامبر صلى الله عليه و آله شبانه به سوى غار «ثور» [١] حركت كرد و سفارش نمود على عليه السلام در بستر او بخوابد (تا كسانى كه از درز در مراقب بستر پيامبر صلى الله عليه و آله بودند خيال كنند او در بستر است و تا صبح مهلت دهند و او از منطقه خطر دور شود).
هنگامى كه صبح شد، به خانه ريختند و جستجو كردند على عليه السلام را در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله ديدند و به اين ترتيب خداوند نقشههاى آنان را نقش بر آب كرد.
صدا زدند: پس محمد صلى الله عليه و آله كجاست؟
فرمود: نمىدانم.
آنها به دنبال ردّ پاى پيامبر صلى الله عليه و آله حركت كردند تا به كوه رسيدند و به نزديكى غار اما (با تعجب ديدند تار عنكبوتى در جلو غار نمايان است و درب غار را پوشانده، به يكديگر گفتند: اگر او در اين غار بود اثرى از اين تارهاى عنكبوت بر در غار وجود نداشت، و به اين ترتيب باز گشتند).
پيامبر صلى الله عليه و آله سه روز در غار ماند (و هنگامى كه دشمنان همه بيابانهاى «مكّه» را جستجو كردند، خسته و مأيوس باز گشتند، او به سوى «مدينه» حركت كرد). [٢]
[١] غار ثور، غارى است در نزديكى مكّه.
[٢] «درّ المنثور»، ج ٣، ص ١٧٩، ذيل آيه مورد بحث؛ «مجمع البيان»، ذيل آيه مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج ١٩، ص ٢٨ به بعد، باب ٦: الهجرة و مباديها و ... و ص ٤٧.