پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٥ - شرح و تفسير حرص در دنيا انسان را به جايى نمىرساند
قرآن مجيد اين مسأله را ضمن داستان گويايى بيان فرموده آنجا كه مىگويد دو برادر به عنوان مخاصمه نزد حضرت داود پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند يكى از آنها گفت:
« «إِنَّ هذا أَخِى لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِىَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنيها وَعَزَّنى فِى الْخِطابِ»؛ اين برادر من است؛ او نود و نه ميش دارد و من (تنها) يك ميش دارم؛ اما او اصرار مىكند كه: اين را نيز به من واگذار؛ و در سخن بر من غلبه كرده است». [١]
حضرت داود عليه السلام در ميان آنها قضاوت كرد و گفت: به يقين او با درخواست ميش تو براى افزودن آن به ميشهايش، بر تو ستم كرده و بسيارى از شريكان (و دوستان) به يكديگر ستم مىكنند مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند؛ ولى عدّه آنان كم است. [٢]
اين داستان نشان مىدهد كه دنياپرستان آنقدر گرفتار حرص مىشوند كه حتى به كمترين چيزى درباره برادر خود نيز راضى نيستند و به گفته شاعر:
|
هفت اقليم ار بگيرد پادشاه |
همچنان در بند اقليمى دگر |