پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨ - شرح و تفسير هرگز چيزى از دنيا نيندوختم
سپس اشاره به نكته سومى مىكند تا درس عبرتى براى همه كارگزاران حكومت او باشد مىفرمايد: «به خدا سوگند! من هرگز از ثروتهاى دنياى شما چيزى از طلا و نقره نيندوختهام و از غنايم و ثروتهاى آن مالى ذخيره نكردهام و براى اين لباس كهنهام بدلى مهيا نساختهام و از اراضى اين دنيا حتى يك وجب به ملك خود در نياوردهام و از خوراك آن جز به مقدار قوت ناچيز چهارپاى مجروحى در اختيار نگرفتهام»؛
(فَوَ اللَّهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً [١]، وَلَا ادَّخَرْتُ مِنْ
غَنَائِمِهَا وَفْراً [٢]، وَلَا أَعْدَدْتُ لِبَالِي ثَوْبِي طِمْراً، وَلَا حُزْتُ مِنْ أَرْضِهَا شِبْراً، وَلَا
أَخَذْتُ مِنْهُ إِلَّا كَقُوتِ أَتَانٍ دَبِرَةٍ).
اشاره به اينكه چنان نيست كه مانند بعضى از دنيا پرستان كج انديش نخورم و نپوشم، بلكه ابلهانه ذخيره كنم؛ ظاهر و باطن من يكى است نه در ظاهر مالى دارم و نه در باطن، نه رياكارم و نه ظاهرساز.
شايان توجّه است كه امام عليه السلام امكانات دنياى مادى را در چهار چيز خلاصه فرموده: يكى طلا و نقره كه به صورت درهم و دينار ذخيره مىكردند و با آن دل خوش بودند. ديگر اموال مختلفى كه سرمايه آنها محسوب مىشد؛ مانند اسبها و شتران و وسايل پر زرق و برق منزل و فرشها و فراشها. سوم لباسهاى رنگارنگ و چهارم زمينهاى زراعتى و باغها و خانهها و قصرها. امام عليه السلام مىفرمايد: به سراغ هيچيك از اينها نرفتم (در حالى كه توان آن را داشتم).
تعبير اخير امام عليه السلام كه از نهايت تواضع و زهد آن حضرت خبر مىدهد براى آن است كه مخاطب يا مخاطبانش اين مسأله مهم را جدى بگيرند و آلوده زندگىهاى پرزرق و برق اشرافى گناهآلود نشوند و با نيازمندان و مستمندان محروم مواسات كنند.
[١]. «تِبْر» به معناى قطعات طلا و نقره است پيش از آنكه آن را به صورت شمش يا زينت آلات در آورند.
[٢]. «وَفْر» به گفته ارباب لغت، مال فراوان است از ريشه «وفور» به معناى فزونى و فراوانى گرفته شده و گاه به هرچيز فراوان اطلاق مىشود.