پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - شرح و تفسير آيا به معاد ايمان ندارى كه چنين مىكنى؟!
همان است كه در دو جمله آخر با فاء تفريع بيان فرموده است: دست برداشتن از يارى و خيانت در امانت.
آنگاه امام عليه السلام از زاويه ديگرى به اعمال او نگاه مىكند و براى برانگيختن وجدان مذهبى او اين جملهها را بيان مىدارد و مىفرمايد: «گويا تو جهاد خود را به خاطر خدا انجام ندادى و گويا حجت و بينهاى از سوى پروردگارت نداشتى و گويا تو با اين امت براى غصب دنيايشان حيله و نيرنگ به كار مىبردى و مقصودت اين بود كه آنها را بفريبى و غنايمشان را در اختيار بگيرى»؛
(وَكَأَنَّكَ لَمْ تَكُنِ اللَّهَ تُرِيدُ بِجِهَادِكَ، وَكَأَنَّكَ لَمْ تَكُنْ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكَ، وَكَأَنَّكَ إِنَّمَا كُنْتَ تَكِيدُ هَذِهِ الْأُمَّةَ عَنْ دُنْيَاهُمْ، وَتَنْوِي غِرَّتَهُمْ [١] عَنْ فَيْئِهِمْ).
امام عليه السلام در اين سه جمله، نخست در خلوص نيّت او در امر جهاد ترديد مىكند و سپس در اينكه اعمالش مستند به دليل باشد ابراز ترديد مىفرمايد و سرانجام عمل او را شبيه كسى مىشمرد كه با ظاهر سازى و عوام فريبى مىخواهد حقوق مردم را كه خدادر بيتالمال قرار داده بربايد.
شايد اين فرماندار (هر كس كه باشد) با شنيدن اين جملهها تكانى بخورد و به راه آيد و اموال بيتالمال را به جاى خود باز گرداند.
سپس امام عليه السلام در ادامه اين سخن مىفرمايد: « (و آن نيات آلوده سبب شد كه) آن زمان كه امكان تشديد خيانت نسبت به امت را پيدا كردى به سرعت حمله كردى و با عجله بر بيتالمال پريدى و آنچه در قدرت داشتى از اموالشان را كه براى زنان بيوه و يتيمان آنها نگهدارى مىشد ربودى؛ همانند گرگ چالاكى كه بزغاله مجروح و استخوان شكستهاى را بربايد، آنگاه آن را با خاطرى آسوده به سوى حجاز حمل نمودى بى آنكه در اين كار احساس گناه كنى. دشمنت بىپدر باد گويا ميراث پدر و مادرت را براى خانوادهات مىبردى»؛
(فَلَمَّا أَمْكَنَتْكَ الشِّدَّةُ
[١]. «غِرّة» به معناى خدعه كردن و غافل نمودن است.