پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - شرح و تفسير دين خود را به دنياى ديگرى فروختى
شرح و تفسير دين خود را به دنياى ديگرى فروختى
امام عليه السلام در آغاز نامه سرزنش خود را نسبت به عمرو بن عاص از اينجا آغاز مىكند كه مىفرمايد: «تو (اى عمرو بن عاص) دين خود را تابع كسى قرار دادهاى كه گمراهيش آشكار و پرده حيايش دريده است و به افراد با شخصيت در مجلسش توهين مىكند و عاقل را با معاشرت خود سفيه مىسازد»؛
(فَإِنَّكَ قَدْ جَعَلْتَ دِينَكَ تَبَعاً لِدُنْيَا امْرِئٍ ظَاهِرٍ غَيُّهُ، مَهْتُوكٍ سِتْرُهُ [١]، يَشِينُ [٢] الْكَرِيمَ بِمَجْلِسِهِ،
وَيُسَفِّهُ الْحَلِيمَ [٣] بِخِلْطَتِهِ [٤]).
بعضى از شارحان نهجالبلاغه جمله
«يَشِينُ الْكَرِيمَ بِمَجْلِسِهِ»
را اشاره به سب و لعن شدن مولا على عليه السلام و بنى هاشم در مجلس معاويه دانستهاند كه اين بزرگواران همواره و طى ساليان دراز در مجلس او و سپس مجالس ديگر مورد هتك و بىاحترامى واقع مىشدند؛ ولى ظاهراً منحصر به اين نيست، بلكه او افزون بر اين كار بسيار زشت، پيوسته حاضران را كه داراى شخصيت و مقامى نزد على عليه السلام بودند به باد سخريه مىگرفت و با كلمات زشت و ركيك به آنها اهانت مىكرد و بسيارى از آنها نيز پاسخ كوبنده به او مىدادند بى آنكه به خطرات ناشى از آن اعتنا كنند. روى هم رفته معاويه مردى بدزبان و هتاك بود.
از جمله «جارية بن قدامة» كه مرد با شخصيتى بود- به گفته العقد الفريد- روزى وارد بر معاويه شد. معاويه به او گفت چقدر آدم پستى بودى كه تو را جاريه (يكى از معانى جاريه كنيز است) نام نهادند و او در جواب گفت: و تو اى
[١]. «مهتوكٍ سِترُه» به معناى انسان بى شرمى است كه پردههاى حياى او دريده است، از ريشه «هتك» بهمعناى پاره كردن و دريدن گرفته شده است.
[٢]. «يشين» از ريشه «شين» بر وزن «عين» به معناى زشت ساختن گرفته شده است.
[٣]. «حليم» در اينگونه موارد به معناى عاقل است از ريشه «حلم» بر وزن «نهم» به معناى عقل گرفته شده است.
[٤]. «بخلطته» از ريشه «خلطة» بر وزن «رشته» به معناى معاشرت آمده است.