آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - ٥ بلاهاى نسبى و مطلق!
حمله ور شده، چند خانه را خراب مىكند، چند درخت كهنسال مىشكند و آسيب قابل توجّهى به بعضى از مزارع آنها مىرساند. همه مردم ده از اين بلاى ناگهانى، پريشان و مضطربند و در مجالس و محافل آنها، گفتگو درباره اين عذاب است.
اين طوفان همچنان به سير خود ادامه داده، از شدّت آن كاسته مىشود، به صورت بادهاى سريع و سودمند در آمده، سپس ملايمتر شده، تبديل به نسيم روح افزايى مىگردد و آثار مفيدى از خود در مناطق ديگر به جاى مىگذارد.
حالا اگر از مردم هر يك از اين مناطق درباره اين جريان سؤال كنيم هر يك به نوعى قضاوت مىكنند؟ بعضى به طور مطلق آن را بلا و بعضى آن را يك نعمت بزرگ مىدانند، ولى آنها اشتباه مىكنند و قضاوت آنها مطلق نيست، بلكه نسبى است، زيرا مقياس سنجش را سود و زيان خود و منطقه سكونت خود قرار دادهاند.
البتّه بايد اين نكته را نيز در نظر بگيريم كه هر حادثهاى كه امروز به وقوع مىپيوندد، به طور مسلّم معلول يك سلسله علل بى نهايت قبلى و علّت يك رشته معلولهاى طولانى آينده است، زيرا حوادث زيادى پيش از اين رخ داده تا اين حادثه به وجود آمده و اين حادثه نيز به نوبه خود سررشته يك سلسله آثار در زمانهاى آينده است.
با در نظر گرفتن اين نكته روشن مىشود كه اين حادثه نه تنها از نظر مكانها و مناطق مختلف آثار گوناگونى دارد، بلكه در طول زمانهاى گذشته، حال و آينده نيز آثار مختلفى خواهد داشت، منتها مردم هر زمان، خوب و بد و سود و زيان آن را از دريچه منافع خود مىنگرند. به همين جهت گروهى آن را نعمت و گروه ديگرى آن را بلا مىدانند.
راه درست انديشيدن:
اگر بخواهيم سطحى فكر كنيم، بايد هر حادثهاى را با منافع خود در نظر گرفته و