آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - محور اوّل
مىخورد در حالى كه برنامه، حساب و قانون، حتّى بر كوچكترين اجزاى آنها حكومت مىكند. موجودات گوناگون جهان، مانند لشكرى بزرگ كه به گروههاى مختلفى تقسيم شدهاند، با صفهاى منظّم و هماهنگى شگرف و عجيبى، زير نظر فرماندهاى واحد، به سمت هدف مشخّصى، حركت مىكنند.
به عبارت ديگر جهان آفرينش، آشفته و مشوّش نيست بلكه مىبايست موجودات و حوادث در مسير مشخّصى حركت كنند تا سرانجام به هدف نهايى كه دست تقدير براى آنها رقم زده برسند.
به عبارت سوم يك نوع ارتباط و هماهنگى خاصّى در بين تمام اجزا و موجودات عالَم هستى ديده مىشود كه با اوّلين نگاه متوجّه آن مىشويم. براى روشنتر شدن اين حقيقت به نكات زير توجّه فرماييد:
١. همواره بايد در اين جهان مجموعهاى از علّت و معلول (قوانين و شرايط خاص) دست به دست هم دهند تا موجود زندهاى پديد آمده و بقا يابد و تا آخرين لحظه زندگى از پرتو هدايت آن قوانين بهرهمند گردد. به عنوان مثال براى آنكه دانهاى سر از خاك در آورد و به صورت درخت سرسبزى در آيد و سرانجام ميوه دهد، بايستى آب، هوا، زمين و حرارت مناسب و مشخّصى داشته باشد و همچنين مىبايست مسائلى از قبيل: تنفّس، تغذيه، توليد مثل و تمام فعّاليّتهاى حياتى آن، مطابق با شرايط و قوانين خاصّى انجام پذيرد و سرانجام مىبايست از انتهاى ريشهها تا سَرِ شاخهها، زير نظر يك سلسله قوانين منظّم تكوينى و طبيعى اداره شود تا به كمال برسد. بدين ترتيب روشن و واضح است كه عدم يكى از شرايط موجود، آن را به نابودى و تباهى مىكشاند. از اين جريان به خوبى متوجّه مىشويم كه موجودات در هر نوع شرايطى، امكان رشد ندارند.
٢. هر موجودى داراى اثر و خاصيّتى مخصوص به خود مىباشد و وجود هر موجود، مشروط به اين است كه آن اثر و خاصيّت، وجود داشته باشد. به عنوان