آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - د) غرور بيجا!
مذهبى- كه مانع از كار آنهاست- قرار ندهند، زيرا تا به اعتقادات مذهبى پايبند بودند، دچار اين گونه موانع و ناراحتىها بودند!
اين گروه هميشه انتظار داشتند كه در فرصتهاى مناسب، ضربات شكنندهاى بر پيكر عقايد و مقدّسات مذهبى وارد سازند و گويا در نظر داشتند تا انتقام گاليله و امثال او را كه به جرم كشفيّات علمى، شكنجه و آزار شده بودند، از خدا و مقدّسات مذهبى بگيرند!
بديهى است كه در هنگام انتقام، حسابهاى عقلايى وعلمى كنار مىرود وبيشتر مطالب روى جنبه احساسات وحسابهاى خصوصى دور مىزند. بنابراين مىتوان گفت: قسمت مهمّى از بحثهاى ماترياليستها و مادّىها، جنبه انتقامى داشته و حربهاى براى پيشروى علوم مادّى و انتقام گرفتن از ارباب كليسا بوده است.
د) غرور بيجا!
عامل ديگرى كه در طرز تفكّر مادّىها نسبت به خدا و جهان ماوراى طبيعت سهم بسزايى داشت اين بود كه جمعى از مادّىها- كه بيشتر در قرن ١٨ و ١٩ زندگى مىكردند- تصوّر مىنمودند كه همه چيز را فهميدهاند، و هيچ مجهولى در عالم براى آنها باقى نمانده و علل طبيعى پديدهها را كشف كرده و دريافتهاند كه هر حادثهاى علّت مادّى دارد. بنابراين اعتقاد به وجود خدا براى حلّ معمّاهاى جهان هستى لزومى ندارد!
البتّه نتيجه اين طرز تفكّر و غرور علمى اين است كه آنها به همه چيز بىاعتنا شده و به طور كلّى به آنچه از پيشينيان به يادگار مانده پشت پا بزنند.
حسّ غرور- كه اغلب همراه هر فتح و پيروزى، تحريك مىشود- در گروهى از آنان به اندازهاى شديد بود كه تصوّر مىكردند با اين موفّقيّتهاى علمى ناچيز- كه در برابر اسرار و رموز جهان آفرينش، حكم قطره و دريا را داشت- تمام اسرار هستى