آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - به سوى كمال
به سوى كمال:
هر انسانى در هر عصر و موقعيّت جغرافيايى وشرايط اجتماعى كه قرار داشته باشد، به حكم فطرت و به مقتضاى عقل، به سوى كمال، گام برمىدارد. هدف دانشجويى كه در دانشگاه سرگرم تحصيل است، كارگرى كه در كارگاه مشغول كار و صنعت است، دانشمندى كه مشغول مطالعه كتابها و بررسى مطالب عميق علمى است و مخترعى كه در محيط ملالآور آزمايشگاهها، پيوسته مشغول آزمايش است، رسيدن به كمال است و در واقع همين هدف كمال است كه ناراحتىها و رنجها، در راه رسيدن به آن، لذّت بخش و فرحآور است و نداى فطرت و فرمان وجدان همواره پشتيبان و مشوّق آنهاست.
غريزه عشق به كمال تنها مخصوص انسان نيست، بلكه در حيوانات هم وجود دارد، زيرا آنچه را كه مناسب زندگى آنها باشد، خواهانند و از آنچه كه به ضرر آنان تمام شود، گريزانند، ولى امتياز انسانها نسبت به حيوانات اين است كه غريزه عشق به كمال در انسانها- به علّت راهنمايىهاى عقل- به مراتب از حيوانات قوىتر است.
اگر ما بخواهيم عشق به كمال را در انسان به صورت يك قانون درآوريم، بايد اعتراف كنيم كه قانونى عمومى و همگانى است؛ تا آنجا كه شايد هيچ قانونى، كليّت و عموميّت آن را دارا نباشد؛ زيرا همه افراد تمايل به كمال دارند و تمام كارها و كوششها در جهت رسيدن به كمال است.
هيچ كس را نمىتوان پيدا كرد كه از منافع و كمالات خود متنفّر باشد و يا به طرف چيزهايى برود كه به زيان او تمام مىشود.
ممكن است كسى بگويد: آيا افرادى كه بى پروا و از راههاى گوناگون، خودكشى كردهاند، مشمول اين قانون مىشوند؟ و آيا انتحار و خودكشى هم به منظور رسيدن به كمال است؟