آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤ - مخالفت دانشمندان مادّى
پاپها و اسقفها بوده است؛ امّا وقتى اين مبارزه به دست گروهى از ماترياليستهاى متعصّب و جاهطلب افتاد، به مبارزه خود، آب و رنگ علمى داده و همه اديان آسمانى و معتقدات و مقدّسات را مورد حمله شديد قرار دادند. [١]
بنابراين نبايد مبارزه و مخالفت مادّيون با دين و خداشناسى را دليل بر مشكل بودنِ اثبات مطلب گرفت، زيرا همانطور كه گفتيم گروهى از آنها به منظور كسب قدرت و گروه ديگر به خاطر گسترش علوم طبيعى و جلوگيرى از انتشار خرافات كليسا، دست به مخالفت زده بودند.
اين نكته را هم اضافه كنيم كه اكنون در ميان دانشمندان علوم طبيعى، افراد زيادى وجود دارند كه به صورت جدّى از خداپرستى، طرفدارى مىكنند [٢] و اين خود سند زندهاى است بر اينكه «مبارزه با دينِ كشيش، غير از مبارزه با دينِ فطرى است.
[١]. كمونيستها، دين و اعتقاد به دين را نقطه مقابل علم و فلسفه قرار داده و طرفداران خود را به شدّت از آن برحذر مىداشتند. به عنوان مثال، نشريّه جوانان كمونيست شوروى در ١٨ اكتبر ١٩٤٧ مىنويسد: حزب نمىتواند راجع به امور دينى بىطرف بماند و تبليغات ضدّ دينى را، عليه تمايلات مذهبى اداره و حمايت مىكند، زيرا حزب طرفدار علم است و عقايد دينى مخالف آن. (فيلسوف نماها، چاپ سوم).
[٢]. در اينجا دو نظريّه دانشمندان قرن اخير را متذكّر مىشويم:
الف) شارلز روبرت داروين (١٨٠٩- ١٨٩٢ م) دانشمند معروف انگليسى و صاحب فرضيّه مشهور «تبدّل انواع» در بعضى از نامههايى كه به دانشمندان آلمان نوشته بود، گفته: «محال است عقل رشيد با ديدن اين نظام و هماهنگى عجيب، بگويد كه دنيا مبدأ ندارد ...». (بخنر «Bochner»؛ اصلالانواع، ص ١٦. ارتباط انسان و جهان، ج ١، ص ١٢٦ و ج ٣، ص ٢٠١).
ب) آلبرت اينشتين (١٨٧٩- ١٩٥٤ م) رياضىدان مشهور قرن اخير چنين مىگويد: «حسّ دينى جهان، قوىترين و شريفترين سرچشمه تحقيقات علمى است. ديانت من عبارت از يك ستايش نارساى ناقابل، نسبت به روح برترى است كه خود را ظاهر مىسازد تا ما بتوانيم با مشاعر ضعيف خود آن را درك كنيم. آن ايمان عميق درونى و وجود يك چنين قدرت شاعر فايق (آگاه برتر) كه خود را در جهان غيرقابل درك ظاهر كرده، اعتقادات من را نسبت به خدا تشكيل مىدهد». (جهان و دكتر اينشيتن؛ ارتباط انسان و جهان، ج ٣).