آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - ٣ پيشرفت خداشناسى همگام با علوم
آنگاه به اين جهان پهناور نظر كرده و ديده كه در هر گوشهاى از آن رمزى و سرّى نهفته است و همه، تحت برنامه و نظم معيّنى به سوى هدف و مقصد معيّنى سير مىكنند، يا حدّاقل در اطراف معمّاى شگفتانگيز هستى خود (قلب، چشم، گوش و ...) نظر كرده و خواه ناخواه همان قضاوتى را كه درباره ساختمان مسكونى خود نموده، درباره عالم، موجودات و خودش هم كرده است و باور كردنى نيست كه بشر هر چه قدر هم كه سطح فكرش پايين باشد، درباره يك بناى مختصر آن طور قضاوت كند، ولى در نظم عالم و جهان هستى، متحيّر و سرگردان بماند. اين عقل هميشه همراه بشر بوده و منشأ خداپرستى و دين همين بوده است!
بنابراين سرچشمه خداپرستى و دين، عقل و فكر بشر بوده است نه نادانى او! و هر قدر هم كه عقل و فكر بشر كامل شده، خداشناسى هم به همان اندازه تكامل يافته است و اگر در دورانهاى اوّليه، خدا را به شكل غير صحيحى مىشناخت، در دوران تكامل، به شكل صحيحتر و كاملترى شناخته است.
به راستى عجيب است كه اين افراد، علّت واقعى و اساس پيدايش عقيده خداپرستى را رها كرده و عكس آن را علّت قرار دادهاند.
٣. پيشرفت خداشناسى همگام با علوم
درست به عكس آنچه كه مادّىها مىگويند، ايمان به خدا نتيجه مستقيم علم است و با پيشرفت علوم، پايه خداشناسى محكمتر گشته و قدم به قدم با آن پيش مىرود، زيرا هر قدر كه علم قدم فراتر نهد، پرده تازهاى از اسرار آفرينش و نظم جهان هستى برداشته شده و ايمان ما را به نظام آن افزونتر مىكند و هر قدر كه نظم و دقّت ساختمان اين كاخ با عظمت روشنتر شود، عظمت و قدرت سازنده آن هم، بيشتر آشكار خواهد شد.
اگر هزار سال قبل مىخواستيم دليلى را براى شناسايى خداوند بياوريم،