آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢ - ايراد سوم آيا با وجود علل طبيعى به خدا احتياج داريم؟
فراهم شدن شرايط حيات (حرارت، آب و موادّ غذايى) و يك سلسله قوانين طبيعى زيستى است.
انسان اوّليه چون از پشهاى به نام آنوفل- كه حامل ميكروب مالاريا است و در باتلاقها و مردابها زندگى مىكند- بى خبر بود، به همين جهت عقيده داشت كه در باتلاقها موجودى است به نام جن كه سبب بيمارى مزبور مىشود!
خلاصه اينكه بىاطّلاعى بشر از رموز خلقت و علل طبيعى حوادث گوناگون، او را وادار نمود تا به خدا و ماوراى طبيعت معتقد گردد، ولى به تدريج بشر علل طبيعى را كشف كرد و دانست كه هر معلول طبيعى علّت طبيعى دارد و هيچ گونه احتياجى به خدا و نيروى غيبى نيست، به همين جهت هر اندازه پايه علوم محكمتر و اسرار خلقت آشكارتر گردد، پايه و اساس دين سستتر خواهد شد!
سپس اضافه مىنمايد كه خداپرستان به علل طبيعى معتقد نيستند و به جاى آن به خدا معتقدند!
روى همين عقيده است كه بسيارى از مادّىها، علم را در مقابل «دين» قرار مىدهند، به عنوان مثال مىگويند:
تفسير طبيعى فلان موضوع از نظر علمى چنين است و از نظر دينى چنان ...
پاسخ: پاسخ اين اشكال بسيار روشن است، زيرا چه مانعى دارد كه همه موجودات و حوادث با داشتن علل طبيعى، داراى مبدأ غير طبيعى كه پديد آورنده آن علل طبيعى است، باشند. [١]
براى بهتر روشن شدن مطلب به موضوعات زير توجّه نماييد:
[١]. آنچه مسلّم و بديهى است آن است كه هيچ پديده و موجودى بدون علّت، لباس وجود و هستى نخواهد پوشيد و چنانكه در فلسفه ثابت شده، انفكاك (جدايى) علّت از معلول محال است، بنابراين جاى هيچ گونه بحث و ترديدى نيست در اينكه خداپرستان به علل طبيعى حوادث معتقد بوده و به نظر آنان موجودات با تأثير متقابل و بر اساس ميزان و سنن طبيعى قرار گرفتهاند، ولى علاوه بر اين، همه علل و قوانين ثابت طبيعت را متّكى به يك نيروى غيبى و ماوراى طبيعى دانسته و معتقدند كه پديد آورنده آنها او (خدا) است.