آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦ - ٤ طبيعت فعل خداست
داراى چرخها و پيچ و مهرهها و وسايل مجهّز و مخصوصى است كه به ميزان معيّن و تحت برنامه منظّمى در گردش است و به اتّفاق هم يك وظيفه را انجام مىدهند؛ اكنون يا بايد بگوييم اين قوانين علمى، كه هر يك از چرخها و اجزا اين كارخانه را در محور معيّن خود به گردش انداخته و با نظم مخصوصى به كار وا داشته، در اينجا حكومت مىكند و يا فكر و قدرت بشرى فوق آن؛ و اين دو با هم سازش ندارد و چون وجود قوانين مخصوص- كه بر تمامى اجزاى آن حكم فرماست- قابل انكار نيست به ناچار بايد آن قدرت مافوق را انكار كنيم و بگوييم كه وجود مخترعين و مهندسين دروغ محض است!
٤. طبيعت فعل خداست
آنچه را كه ما طبيعت مىناميم، آنچه امروزه دانشمندان به كمك علوم كشف كرده و به آن مىبالند، تمام اسرارى كه با سرپنجه دانش گشوده شده، همه اسرارى كه چهره پر ابهّت و مرموز خود را همچنان در پشت پرده اين طبيعت از نظر پنهان داشته و عاشقان بى قرار خود (دانشمندان و متفكّرين) را به تكاپوى مداوم وا داشته؛ به يقين هزاران هزار مرتبه از آنچه كشف شده بيشتر است. آرى همه اينها كار خدا، خواست او و مظهر مشيّت و اراده اوست و هيچ يك از اينها از خود استقلال و اختيار ندارند.
كواكبى كه قانون جاذبه و نيروى گريز از مركز، آنها را در مدارهاى معيّن و با حركات منظّم نگاهداشته، هرگز از خود اراده و اختيارى ندارند و از نتيجه و آثار خود هم بىخبرند. نه تنها اين دو قانون بلكه تمام طبيعت بى جان، به اندازه يك كودك چند ماهه عقل، هوش، اراده و اختيار ندارد. با اين حال اين همه قوانين با يك نظم حيرت آور، سر سختى فوق العاده، نقشه حساب شده و سرانجام هدفى مشخّص، به وظايف سنگين خود ادامه مىدهند.