آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - كمال اخلاقى
اكنون بايد به اين مطلب توجّه نمود كه كدام نيرو مىتواند به غرايز حياتى، اعتدال بخشيده و روحيّات عالى انسانى را در وجود بشر بپروراند؟ با مراجعه به دستورات دينى روشن مىشود كه بيشتر دستورات دينى در جهت تعديل غرايز و پرورش روحيّات عالى انسانى است. اين موضوع ثابت مىكند كه دين صحيح، ضامن تكامل اخلاقى انسان است؛ زيرا روشن است كه اوّلين شرط تعديل غرايزى همچون خودخواهى، شهوت، خشم و ... احساس يك مسئوليّت درونى و باطنى است كه در همه جا، حالات، افكار و رفتار انسان را كنترل كند. سرچشمه اين احساس مسئوليّت، فقط و فقط ايمان به خداست.
اين ايمان است كه در اعماق وجود شخصى ديندار جا دارد و وجدان او را تحت تأثير معنوى خود قرار مىدهد و از كجروىها و انحرافات باز مىدارد.
از طرفى، دين به منظور ايجاد كمال اخلاقى، نويد بهترين پاداش نيك را به انسان مىدهد و در نتيجه او را با شوق به سوى كمالات اخلاقى، هدايت كرده و براى عدم كنترل غرايز، بالاترين مجازات را گوشزد مىكند و در نتيجه، ترس از مجازات، او را از صفات ناپسند و طغيان غرايز باز مىدارد.
البتّه نمىتوان انكار كرد افرادى پيدا مىشوند كه بدون احتياج به مقرّرات جزا و كيفر، خواهان كمالاند و به اصطلاح، كمال را براى كمال مىخواهند، ولى آنچه تجربههاى اجتماعى نشان داده اين است كه تعداد اين گونه افراد، خيلى كم و به علاوه تأثير اين گونه روحيّات در خود اين اشخاص نيز محدود است.
كسانى كه تصوّر مىكنند تنها وجدان مىتواند انسان را از كجرويها و تجاوزات باز دارد، كاملًا در اشتباهاند.
يكى از دانشمندان بزرگ تعليم و تربيت مىگويد:
«كسانى كه سعى دارند اخلاق را از دين جدا كنند و به طور مستقل در تكميل آن بكوشند، دست به كار خطرناكى زدهاند».