آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - كمال اخلاقى
افراط و تفريط در اين قسمت، سبب بدبختى انسان مىگردد و بايد اعتدال، رعايت گردد.
اگر انسان به خودش علاقه نداشته باشد، بدون ترس خود را در خطرها قرار مىدهد و جان خود را دستخوش فنا و نابودى مىكند؛ و از طرفى اگر علاقه او به خود در جهت افراط واقع شود و همه چيز را براى خود بخواهد، مسلّم است كه اين هم مايه بدبختى و هلاكت اوست. اغلب افراد متهوّر و نترس، عمر خود را به پايان نمىرسانند و افراد ترسو هم از عمر خود بهرهمند نمىشوند و از فعّاليّتهاى مثبت اجتماعى محرومند.
اغلب اشخاص غضبناك، انسانهاى غير قابل اعتماد و بىارزشى از آب در مىآيند و در مقابل، افراد خونسرد هم ناقصند؛ زيرا در صحنه مبارزات اجتماعى، قادر به دفاع از حقوق مسلّم خود نخواهند بود.
بنابراين براى هر يك از اين غرايز، حدّ و اندازهاى است كه اگر از آن حدّ و اندازه تجاوز كند، موجب زيان انسان مىگردد و فقط در صورت اعتدال صفات مزبور، بشر مىتواند از آنها بهرهمند شود و از اين نظر كامل گردد.
٢. روحيّات عالى انسانى: اين دسته از صفات، حدّ و اندازه معيّنى ندارد و هر قدر زيادتر باشد، باعث كمال بيشتر انسان خواهد بود.
صفاتى مانند: عدالت، حق دوستى، حقطلبى، وظيفهشناسى و ... را مىتوان از روحيّات عالى انسانى دانست. هر كس كه از اين صفات، سهم بيشتر داشته باشد كاملتر است، به عنوان مثال: در هر كس حسّ عدالت پرورى، بيشتر يافت شود، به همان اندازه اين فرد از لحاظ اخلاقى و روحيّات ممتاز انسانى، كاملتر است.
بنابراين تكميل و پرورش اين روحيّات نيز يكى از مراحل تكامل اخلاقى است.
از آنچه گفته شد، اينگونه نتيجه مىگيريم كه ايجاد تكامل اخلاقى در انسان به تعديل غرايز حياتى و پرورش روحيّات عالى انسانى، بستگى دارد.