آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠ - تاريخ انبيا
«اعتقاد به مبدأ، همراه به وجود آمدن انسان، متولّد شد». [١]
آيا اكنون عاقلانه است براى اين حسّ شگفتانگيزى كه از دوران ماقبل تاريخ تا به حال پايدار مانده است، اساسى غير از فطرت و غرايز روحى، تصوّر كرد و آن را حمل بر عادت نمود؟!
تاريخ انبيا:
تاريخ انبيا را كه مطالعه مىكنيم، به اين نكته مىرسيم كه دعوت آنها داراى دو جنبه نفى و اثبات بوده است:
١. قابليّت عبادت را از بت، ماه، خورشيد، ستاره و ... نفى مىكردند.
٢. ربوبيّت آن ذات مقدّس و مبدأ حقيقى را اثبات مىنمودند.
پايه و اساس تبليغات آنها، يگانهپرستى بود نه اثبات صانع؛ آنها مىگفتند:
فقط خداى واحد را پرستش كنيد، چون خدا و معبودى جز آن ذات يگانه وجود ندارد.
خلاصه، وظيفه پيغمبران اين بود كه معبود و مبدأ حقيقى را به اجتماع معرّفى كنند و اجازه ندهند تا نيروى درونى و فطرى (روح خداپرستى) كه با روح و روان آنها ارتباط مستقيم دارد با مصاديق غلطى مانند: بت، ماه، ستاره، خورشيد، آتش، حيوانات و ... اشباع شود.
از اين مطالب نتيجه مىگيريم كه خدا پرستى از ابتداى خلقتِ بشر، وجود داشته و اكنون هم اكثريّت مردم جهان خداپرستاند و اين حسّ خداپرستى كه در وجود تمام انسانهاست از مسأله رسم و عادت، فرسنگها فاصله دارد.
[١]. دائرة المعارف؛ ص ٦٣٩، مادّه «وشن».