آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - ٦ بسيارى از بلاها، نعمت بزرگى هستند!
به علل گوناگون، حافظ بدن انسان و يكى از مواهب بزرگ الهى است؛ در ضمن، توجّه به اين نكته در مورد دردها و بيمارىها، ما را وادار مىكند كه درباره آلام اجتماعى، بلاها و آفات بيشتر دقّت كنيم.
راه اندازهگيرى عدم!
در فلسفه ثابت شده كه بايد هميشه عدم را به وسيله وجود شناخت.
در واقع عدم هيچ است، پس چگونه مىتوان هيچ را درك كرد؟ ما عدم را در مقايسه با وجود درك مىكنيم؛ به عنوان مثال هنگامى كه دوست ما در برابر چشمان ماست، شبكيّه چشم ما تصوير او را به كمك اعصاب بينايى به مغز رسانده و به اين وسيله از وجود او در مقابل خود باخبر مىشويم، زيرا وجود او اثر خاصّى در اعصاب بينايى ما گذاشته است، امّا هنگامى كه خداحافظى كرد و رفت، آن تصوير و اثر پذيرى را در خود نمىيابيم. از مقايسه اين دو حالت با يكديگر، مفهوم عدم در ذهن ما پيدا مىشود.
از راه گوش و ساير حواس نيز مىتوانيم با اين مفهوم آشنا شويم، به عنوان مثال صداى دلنواز پرندهاى از شاخه درختان به صورت امواج صوتى به گوش ما مىرسد و احساسات مختلفى را در ما به وجود مىآورد، ناگهان آن پرنده خاموش مىشود و ما ديگر آن اثرپذيرى مخصوص در برابر امواج صوت را احساس نمىكنيم. از مقايسه اين دو حال با هم، مفهوم عدم در ذهن ما منعكس مىگردد و گرنه ما هرگز نه چهره عدم را با چشم ديدهايم و نه آوازش را با گوش شنيدهايم.
گرچه درك مفهوم عدم در يك مورد كافى است كه عدم موضوعات ديگر را نيز در مقايسه با آن دريابيم، ولى اگر بخواهيم حالتى كه از فقدان هر يك از موجودات به ما دست مىدهد، به خوبى دريابيم، بايد عدم را در هر مورد، جداگانه درك كنيم.
اين موضوع رابه خاطر داشته باشيد.