آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦ - برداشت نادرست!
بديهى است كه خواب يكى از حسّاسترين نقشها را در تجديد نشاط سلّولها، تعمير قسمتهاى فرسوده بدن، جايگزين نمودن نيروهاى از دست رفته و آماده كردن بدن براى فعّاليّتهاى جديد حياتى بازى مىكند؛ حتّى دستگاههاى شبانه روزى بدن- كه كار دائمى دارند- در هنگام خواب كمى استراحت مىكنند، زيرا كار و حركت آنها به طور محسوس سبكتر مىشود. به همين جهت خواب صحيح و به موقع را رمز سلامت تن و راز طول عمر مىشمارند.
برداشت نادرست!
نبايد از اين سخنان چنين نتيجه گرفت كه در ماوراى مغز انسان و نيروهاى مادّى دِماغى، چيزى به نام روح وجود ندارد و روح همين فعّاليّتهاى ميكانيكى قسمتهاى مغز مىباشد، [١] زيرا اين يك اشتباه بزرگ است كه به خواست خدا- در جاى خود- درباره آن به طور جداگانه و مشروح، بحث خواهيم كرد.
ولى بايد در اينجا براى رفع اين اشتباه، متذكّر شد كه در اين قسمت از بحثها، منظور اين نيست كه فعّاليّتهاى فكرى و روحى، تنها معلول مغز و نيروهاى مادّى
[١]. درباره مسأله روح، نظرات گوناگونى ابراز شده كه مهمترين آنها سه نظريّه زير است:
الف) روح و عقل عبارت از آثار مادّى سلّولهاى مغز است كه در اثر اعمال فيزيكى و شيميايى سلّولهاى مغز حاصل مىشود! حتّى «رابرت هوك»- كه وى را از مادّىهاى قرن هجدهم بشمار مىآورند- تعداد تمام افكارى كه شخص مىتواند در طول عمر خود ضبط كند به دو ميليون تخمين زده است.
ب) روح و عقل انسان، مادّى است ولى مادّه آن از جنس بسيار لطيفى مىباشد كه با حواسّ عادى ما قابل رؤيت نيست. اين نظريّه براى دانشمندانى كه در مورد «هيپنوتيزم و اسپريتيسم» (ارتباط با ارواح) به تجربه و آزمايش مىپردازند، مورد توجّه است.
ج) نظريّه بيشتر متافيزيسيتها و خداپرستان كه روح را موجودى مجرّد از مادّه و خواصّ مادّه دانسته و آن را مدبّر بدن مىدانند.