آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - نتيجه
عضوى در بدن موجود زنده و يا ... برخورد مىكنند، به دنبال علل و اسرار آن مىگردند و براى دانستن عوامل وجودى آن به جستجو و كنجكاوى مىپردازند و عجيبتر آنكه سعى مىكنند تا هدف وجود آن را نيز دريابند كه چرا و براى چه پديد آمده است؟ آنها معتقدند به يقين طبيعت آن را به منظورى آفريده و هدفى در پديد آوردن آن داشته است!
آنها در عمل به تصادف و اينكه طبيعت، آن را بدون هدف و فايده به وجود آورده باشد، قانع نمىشوند و همين طرز تفكّر است كه اين همه تحقيقات دامنه دار علمى و اكتشافات شگفتانگيز را به دنبال آورده است!
به همين جهت بايد اعتراف كرد اختلاف عقيدهاى كه در ميان آنها و خداپرستان وجود دارد چندان ارزش علمى ندارد و به اصطلاح نزاع آنان لفظى و در كيفيّت بيان مقصود، مشترك است؛ هر دو به وجود آفريننده با فكر، با اراده و با هدفى، در جهان معتقدند ولى يكى آن را طبيعت و ديگرى خدا مىنامد.
با مختصر دقّت در بيانات و گفتههاى مادّىها به خوبى روشن مىشود كه مادّىها همان صفاتى را (شعور، فكر، هدف و ...) براى طبيعت قائلند كه معتقدين به خدا، دارنده آن صفات را خدا مىنامند، [١] و فقط بسيارى از مادّىها از واژه خدا وحشت دارند و در نظر آنها اين لفظ مساوى است با يك سلسله خرافات كه از ارباب كليسا و مانند آنان مشاهده كردهاند!
انشاءاللَّه در بحث اشكالات مادّىها اين اشتباه برطرف و به اندازه كافى در اين باره صحبت خواهد شد.
[١]. زمانى عدّهاى از مخالفين در اسمهاى خدا كشمكش مىكردند و هر كدام آفريدگار جهان را به اسم خاصّىمىخواندند و اين را باعث اختلاف عقيده خود با ديگران مىپنداشتند؛ در صورتى كه همه به يك هدف مقدّس ايمان داشتند و از آن به عبارات مختلف تعبير مىكردند.
قرآن به آنها يادآور شد كه اين اختلاف آنها بى ارزش است، زيرا خدا داراى اوصاف و اسمهاى گوناگون مىباشد: «أَيّاً مَّا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» (سوره اسراء، آيه ١١٠).