آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - ايراد دوم چگونه به خداى ناديده ايمان بياوريم؟!
ايراد دوم: چگونه به خداى ناديده ايمان بياوريم؟!
سادهترين ايراد مادّىها بر خداپرستان اين است كه چگونه انسان مىتواند موجودى را كه با حواسّ خود درك نكرده، بپذيرد و به او ايمان آورد؟
خدايى كه نه جسم دارد، نه مكان، نه زمان، نه رنگ و نه ... با چه وسيلهاى مىتوان چنين موجودى را درك كرد؟
ما تنها به چيزى كه حواسّ ما از درك آن عاجز نباشد، ايمان مىآوريم و به هيچ وجه چنين چيزى وجود ندارد.
اين ايراد از زمانهاى بسيار دور، مورد گفتگو و بحث بوده است، [١] ولى مادّىها، امروز آن را با عبارات علمى چنين بيان مىكنند: ما به چيزى اعتراف مىكنيم كه علم براى ما ثابت كند. موجودات ماوراى طبيعت (خدا، روح، ملك و ...) را علم ثابت نكرده و ما چيزى را كه علم ثابت نكند قبول نداريم!
به يقين مىدانيد كه در اصطلاح امروز، علم در مقابل فلسفه قرار دارد و منظور از علم، معلوماتى است كه درباره ساختمان موجودات طبيعى و آثار آنها گفتگو مىكند و اغلب موضوع خاصّى دارد و موضوع هر يك از علوم طبيعى، موجود يا موجودات خاصّى است، ولى فلسفه عبارت است از:
[١]. از تواريخ بر مىآيد كه در صدر اسلام نيز چنين ايرادى را از پيشوايان اسلام مىگرفتند.